خطبه های نماز جمعه مورخه 25/11/1387 PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۷

خطبه های نماز جمعه مورخه 25/11/1387

مبارزه باشيطان

قرآن کريم که برای تربيت انسانها و تذکيه روح وتهذيب جان آدميان آمده است ، شيطان را بعنوان دشمن سعادت انسان معرفی کرده و دستور مراقبت و هوشياری در برابر کيد و مکر او داده و ما را به مبارزه ای همه چانبه با او فراخوانده است. « وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبينٌ »[1] يعنی " از شيطان پيروی نکنيد همانا او دشمن آشکار شماست". و می فرمايد :« أَ فَتَتَّخِذُونَهُ وَ ذُرِّيَّتَهُ أَوْلِياءَ مِنْ دُوني‏ وَ هُمْ لَكُمْ عَدُو»[2] يعنی " آيا غير از من ، شيطان و اولاد او را دوست خود برمی گزينيد در حالی که آنها دشمن شما هستند؟". حضرت امير (عليه الّسلام ) می فرمايند:« صافوا الشيطان بالمجاهدة و اغلبوه بالمخالفة تزكوا أنفسكم و تغلوا عند الله درجاتكم »[3] يعنی " در برابر شيطان صف آرائی کنيد و با همه ساز و برگ نظامی به چنگ او برويد. اگر چنين کرديد جان شما تذکيه می شود و درجات شما بالا می رود".

نکته مهمّی که وجود دارد اين است که شيطان ابتداء " مسوِّل " است. يعنی اوّل بعنوان دست يار انسان و کمک کار او وارد می شود وپيشنهاد می دهد. زشت را زيبا و زيبا را زشت جلوه می دهد ، وقتی انسان اطاعت کرد آنگاه انسان را اسير می کند و ديگر پيشنهاد نمی دهد بلکه دستور می دهد. اوّل می گويد اين کار را انجام بده بد نيست ، وقتی انسان انجام داد و از او اطاعت نمود ، جسارت پيدا می کند و برای انجام گناه دستور می دهد و می گويد ولو اين کار بد است و انسان می داند که بد است ولی دستور می دهد انجام بده.

شيطان نخست مأموريت دارد در حد وسوسه عده ای را به گناه دعوت کند، اما اگر انسان دعوت او را پذيرفت وبه گناه آلوده شد ، به تدريج مسموم می شود وتحت ولايت او قرار می گيردو شيطان در جهاد اکبر بر او پيروز می شود و در نتيجه او را جزو ستاد وسپاه خود قرار می دهد ، چنانکه در قرآن آمده است:« وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِك‏»[4] يعنی " نيروهای سواره و پياده ات را بر ضد مردم گسيل دار". امام صادق (عليه الّسلام ) در باره گناهکاران می فرمايد :« إِذَا أَخَذَ الْقَوْمُ فِي مَعْصِيَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَإِنْ كَانُوا رُكْبَاناً كَانُوا مِنْ خَيْلِ إِبْلِيسَ وَ إِنْ كَانُوا رَجَّالَةً كَانُوا مِنْ رَجَّالَتِهِ »[5] يعنی " وقتی مردم گناه ومعصيت کردند ، اگر سواره باشند از واحدهای سواره نظام شيطان می شوند و اگر پياده باشند از پياده نظام او می گردند".

رابطه انسان گناهکار با شيطان اينگونه است که شيطان در وحله اوّل پيشنهاد می دهد و در اين مرحله چون می خواهد انسان را فريب دهد مانند دزددان ترسو بسيار می ترسد و در حال حمله آماده فرار می شود که اگر انسان کوچکترين مقاومتی از خود نشان دهد او نا اميد می شود « إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعيفا»[6] ولی اگر انسان در مقابل پيشنهاد او تسليم شد او جرئت می کند ويک قدم به انسان نزديک می شود و اينبار بای انسان دستور می دهد و لجام واختيار انسان را بدست می گيرد. در اين مرحله انسان شاگرد شيطان می شود او هرچه بگويد اين اطاعت می کند ، و اين انسان که می توانست در خوبيها معلم فرشتگان شود ، در مکتب شيطان آنقدر درس می خواند تا خود مدرس بديها می شود و خودش شيطان ديگ می گردد بلکه از آنهم می گذر استاد شيطان می شود. آنچه از ذهن شيطان نمی گذرد از فکر اين خطور می کند. شيطان از خدا می ترسد ولی اين از خدا نمی ترسد. شيطان به خدا اعتقاد دارد و اين نه تنها به خدا منکر می شود بلکه خودش را خدای بزرگ می خواند که شيطان چنين جرئتی نداشته است.

انسان بايد اين را باور کند که شيطان هميشه در حال جنگ است. اگر ما با او کاری نداشته باشيم او با مارکار دارد. اگر ما با او آتش بس کنيم آتش بس ما يک طرفه خواهد بود چون او قسم خورده است که با ما آتش بس نکند. « فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعين‏»[7] يعنی " به عزت تو سوگند همه آنها را گمراه خواهم کرد". و قسم خورد که از هيچ مکر وحيله ای دريغ نخواهم نمود « قالَ فَبِما أَغْوَيْتَني‏ لَأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِراطَكَ الْمُسْتَقيمَ ، ثُمَّ لَآتِيَنَّهُمْ مِنْ بَيْنِ أَيْديهِمْ وَ مِنْ خَلْفِهِمْ وَ عَنْ أَيْمانِهِمْ وَ عَنْ شَمائِلِهِمْ وَ لا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شاكِرين‏»[8] يعنی " بسبب اينکه مرا از مقامم ساقط کردی من در صراط مستقيم تو قرار می گيريم و از چهار جانب جلو ، عقب ف راست وچپشان وارد می شوم و اکثر آنها را شکرگذار نخواهی ديد".

البته غير از شيطان که دشمن بيرونی ماست يک دشمن درونی داريم که از شيطان خطر ناک تر است چون اين ، دشمن خانگی است و دشمن خانگی بسيار خطرناک تر از دشمن بيرونی می باشد و آن نفس امّاره است. پيامبر اکرم (صلی اللّه عليه و آله وسلم) فرمودند:« أَعْدَى عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتِي بَيْنَ جَنْبَيْك‏»[9] يعنی " سخت ترين دشمن تو همان نفسی که در جانت قرار دارد". شيطان برای نفوذ در جان انسان به وسيله نياز دارد و آن وسيله ، نفس اماره است. اگر نفس اماره نبود و يا آن را کنترل کنيم و اجازه همکاری با شيطان را ندهيم منفذی برای ورود شيطان به جانمان نخواهد بود. ولی اين نفس که خدای متعال از آن به " نفس اماره " ياد کرده است پايگاه شيطان است. بدون اينکه مطلع شويم با شيطان هماهنگ می شود و جانمان را در اختيار او قرار می دهد.پس برای مبارزه با شيطان مواظب نفسمان باشيم.

خطبه دوّم

راهپيمائی 22 بهمن

مردم شريف وشجاع ايران اسلامی بار ديگر با حضور باشکوه و حماسی خود در راهپيمائی 22 بهمن تحسين جهانيان را بر انگيخت. حضور مردم در روز 22 بهمن پشتوانه عظيم معنوی برای انقلاب ونظام اسلامی فراهم کرد و دولتها وملتهای جهان ، دوست و دشمن همه ديدند که مردم ايران چگونه طرفدار انقلابشان هستند. همه اقشار با سلايق سياسی مختلف و گروهها همه به صحنه آمدند تا پيام وحدت و عزت را با دنيا مخابره کنند و دشمنان را که طمعه در ايجاد تفرقه و ايجاد يأس ونا اميدی در مردم را داشتند مأيوس نمودند. مردم ايران در واقع به رهبر انقلاب لبيک گفتند و با حضورشان و شعارشان شعور سياسی خود را به نمايش گذاشتند.

در شهر ما نيز مردم حضور باشکوه داشته که جای تشکر وقدردانی دارد. من از تمام مردم شريف گرمی ، بازاريان ، اصناف ، فرهنگيان ، نيورهای نظامی و انتظامی و بسيجيان عزيز و مسئولين تشکر می کنم.

انقلاب ما وارد دهه چهارم شد. مقام معظم رهبری در سخنرانيهای متعدد خود دهه چهارم انقلاب را دهه پيشرفت و عدالت ناميد. وانشاء الله در سالهای آطنده شاهد شکوفائی بيشتر در کشور و اجرای عدالت در تمام ابعاد خواهيم بود. عدالت اجتماعی يکی از اصول مهم حکومت اسلامی است که بدون آن ؛ حکومت اسلامی نخواهد بود. درنظر حضرت امير ( عليه الّسلام) حکومت در پرتو عدالت ، حقيقت خود را پيدا می کند و در غير اين صورت ، حکومت بى ارزش تر از يک عطسه بز است. آن حضرت می فرمايد:« أَما وَ الّذى فَلَقَ الحَبّةَ وَ بَرأَ النَّسمَةَ، لولا حُضورُ الحاضِرِ وَ قيامُ الحُجّةِ بِوجودِ النّاصِرِ وَ ما أَخَذَ اللّهُ على العُلماءِ ألّا يَقارّوا على كِظّةِ ظالمٍ وَ لا سَغَبِ مَظلومٍ لَأَلقَيتُ حَبلَها على غارِبِها وَ لَسَقيتُ آخرَها بِكَأسِ أَوّلِها وَ لألفيتم دنياكُم هذهِ أَزهَدُ عِندى مِن عَفطَة عَنز»[10]. يعنی " آگاه باشيد به خدايى كه دانه را شكافته و انسان را آفريده، سوگند، اگر به خاطر حضور حاضران و توده‏هاى مشتاق بيعت كننده و اتمام حجّت بر من به خاطر وجود يار و ياور، نبود و نيز به خاطر عهد و پيمانى كه خداوند از دانشمندان و علماى (هر امّت) گرفته كه: " در برابر پرخورى ستمگر و گرسنگى ستمديده و مظلوم سكوت نكنند"، مهار شتر خلافت را بر پشتش مى‏افكندم (و رهايش مى‏نمودم) و آخرينش را به همان جام اوّلينش سيراب مى‏كردم و در آن هنگام در مى‏يافتيد كه ارزش اين دنياى شما (با همه زرق و برقش كه براى آن سر و دست مى‏شكنيد) در نظر من از آب بينى يك بز كمتر است".

گروهی از اطرافيان حضرت علی (عليه الّسلام ) وقتی ديدند ، مردم به سوی معاويه می روند و آنحضرت را تنها می گذارند ، به ايشان پيشنهاد دادند که وی نيز با اعطاء مال ، مردم را در اطراف خود نگه دارد و از آنها کمک بگيرد . ولی حضرت علی (عليه الّسلام ) خطاب به آنها فرمودأَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ لَا وَ اللَّهِ لَا أَفْعَلُ مَا طَلَعَتْ شَمْسٌ وَ لَاحَ فِي السَّمَاءِ نَجْمٌ وَ اللَّهِ لَوْ كَانَ مَالُهُمْ لِي لَوَاسَيْتُ بَيْنَهُمْ وَ كَيْفَ وَ إِنَّمَا هُوَ أَمْوَالُهُم»[11]‏ يعنی " آيا به من دستور مى‏دهيد كه از را ستمگری به پيروزیدست يابم؟ نه بخدا، تا خورشيد در آسمان می تابد و ستاره، ستاره ای را دنبال می کند ، چنين کاری را نخواهم کرد. بخدا قسم اگر مال آنها در دستم بود در ميان آنها با مواسات برخورد می کردم ، در حالی که مال ، مال آنهاست".

وفرمودند:«وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ »[12] يعنی " سوگند به خدا، اگر همه كره زمين را با آنچه كه زير افلاك آن است، بمن بدهند كه خدا را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه‏اى معصيت نمايم، چنين كارى را نخواهم كرد".

وفرمودند:« به خدا سوگند اگر شب را روی خارهای سعدان به سر ببرم ، و يا با غل و زنجير به اين سو و آن سو بکشند، خوش تر دارم تا اينکه روز رستاخيز بر خدا و رسول (صلی اللّه عليه وآله) درآيم، در حالی که به يکی از بندگانش ستمی کرده و يا پشيزی از مال مردم را به غصب گرفته باشم"[13].

اربعين اباعبدالله ( عليه الّسلام)

روز دوشنبه اربعين شهادت امام حسين ( عليه الّسلام) است. امام حسين ( عليه الّسلام) با قيام خود اسلام را زنده کرد و سمت وسوی حرکت را نشان داد و اهميّت و جايگاه دين را تبيين نمود. امروز ما هرچه داريم از آن حضرت داريم. انقلاب ما برگفته از انقلاب حسين ( عليه الّسلام) است. ما حريت و آزادگی را از سرورآزداگان ياد گرفتيم. روح حسينی امروز در لبنان و فلطسين پرچم شجاعت واستقامت را برافراشته است وحزب الله لبنان و حماس فرزند مکتب عاشورائی حسين هستند. پرچم سرخ حسينی معشوق آزادگان عالم است. مابايد پيام حسين را خوب دريافت کنيم و خوب حفظ کنيم و نگذاريم اين پرچم را از ما بگيرند.



[1] - بقره آيه 168

[2] - کهف آيه 50

[3] - غررالحكم 240

[4] - اسراء آيه 64

[5] - بحارالأنوار 70 357

[6] - نساء آيه 76

[7] - ص آيه 82

[8] - اعراف آيه 16 - 17

[9] - بحارالأنوار 67 64

[10] - پيام‏امام ، ناصر مکارم شيرازی ،ج 1 ، ص 397

[11] - نهج البلاغه خ 126وسائل‏الشيعة 15 107

[12] - نهج البلاغه ، خ 224 ، مستدرك‏الوسائل 13 211

[13] - نهج البلاغه خ224

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین