خطبه های نماز جمعه مورخه 27/10/1387 PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۵

خطبه های نماز جمعه مورخه 27/10/1387

تجارت باخدا

انسانهابرای تجارت به اين دنيا آمده اند. همه تاجرند و بالاجبار مشغول تجارت هستند. در اين دنيا فردی پيدا نمی شود که مشغول نجارت نباشد. ولی آنچه بسيار مهم است اين است که انسان چگونه تجارت کند. خداوند متعال در باره منافقين فرمود:« أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدين‏»[1] يعنی آنها گمراهی را با هدايت عوض کردند پس تجارتشان برای آنها سودی نداشت و هدايت شوند نيستند". و باز فرمود:« إِنَّ الَّذينَ اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِيْمانِ لَنْ يَضُرُّوا اللَّهَ شَيْئاً وَ لَهُمْ عَذابٌ أَليم‏»[2] يعنی " کسانى كه ايمان را دادند و كفر را خريدارى كردند، هرگز به خدا زيانى نمى‏رسانند، و براى آنها، مجازات دردناكى است!".در باره يهود می فرمايد:« أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْصَرُون‏»[3] يعنی " آنها كسانند كه آخرت را به زندگى دنيا فروخته‏اند لذا در مجازات آنها تخفيف داده نمى‏شود و كسى آنها را يارى نخواهد كرد.". تا اينجا سخن از اين بود که برخی ايمانشان را دادند تا کفر خريداری کنند و برخی برای حفظ دنيايشان آخرتشان را فروختند. در عصر فعلی ما اينگونه افراد بسيار ديده می شود و همين افراد که گاهی لباس اسلام نيز به تن کرده اند صدمه جبران ناپذژری بر اسلام و مسلمين می زنند.

ولی خدای متعال از گروه ديگری در قرآن سخن می گويد که آنها تجارتشان بسيار پر سود است. اينها نيز دو دسته هستند دسته ای جان ومالشان را می دهند تا بهشت الهی را بدست آورند که خدای متعال از آنها اينگونه تعبير می آورد « إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة»[4] يعنی " خداوند از مؤ منان جانها و اموالشان را خريدارى مى‏كند كه (در برابرش) بهشت براى آنان باشد". در اينجا چه تعبيری خوبی می آورد. در باره گروه اوّل فرمود آنها ايمان و آخرت را فروختند تا کفر و دنيا را بدست آورند، ولی در باره اينها می گويد : جان و مال آنها را خدا خريد تا بهشت را در مقابل ، به آنها بدهد. اين يک فضيّلت مهمی است. ولی در قرآن از افرادی نام می برد که آنها جانشان را می دهند اما نه برای بهشت بلکه فقط برای رضای خدا. آنها جانشان را به قيمت بهشت هم نمی دهند بلکه با خدای خويش آينگونه معامله می کنند که خدايا من جانم را رای رضايت تو تقديم می کنم. « وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْري نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ »[5] يعنی " از ميان مردم كسانى هستند كه جان خود را در برابر خشنودى خدا مى فروشند، و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است".

اين آيه شريفه در باره حضرت علی (عليه الّسلام ) هنگامی که در بستر پيامبر اکرم (صلی اللّه عليه و آله وسلم) خوابيد، نازل شد. و در واقع نقطه مقابل چيزى است كه در آيات قبل در مورد منافقان وارد شده بود.آن گروه مردمى خودخواه و خودپسند و لجوج و معاند بودند كه از راه نفاق در بين مردم آبروئى كسب مى كردند، و در ظاهر خود را مؤ من و خيرخواه نشان مى دادند، اما كردارشان پرده از روى گفتارشان بر مى داشت چرا كه جز فساد در زمين و نابود كردن حرث و نسل كار ديگرى نداشتند.

ولى اين گروه تنها با خدا معامله مى كنند و هر چه دارند حتى جان خود را به او مى فروشند و جز رضا و خشنودى او چيزى خريدار نيستند.

مصداق گروه اوّل دشمنان علی (عليه الّسلام ) هستند که پيامبر اسلام صل الله عليه و آله وسلّم خطاب به حضرت امير عليه الّسلام ، فرمودند :« لَا يُحِبُّكَ إِلَّا مُؤْمِنٌ وَ لَا يُبْغِضُكَ إِلَّا مُنَافِقٌ »[6] يعنی " ترا دوست نمی دارد مگر مؤمن و دشمن نمی دارد مگر منافق". و خود حضرت فرمود:« و الله لا يحبني إلا مؤمن و لا يبغضني إلا منافق»[7] يعنی " قسم به خدا مرا دوست نمی دارد مگر مؤمن و دشمن نمی دارد مگر منافق ". و مصداق دوّمی يعنی آنکه بعد از امامت ، درجه شهادت را نيز کسب کرد  شخص علی بن ابيطالب است.

عشق و نشاط علي (ع ) نسبت به شهادت

پيامبر اكرم (صلی اللّه عليه وآله) در موارد مختلف خبر شهادت علي ( عليه الّسلام) را به او داده بود , و حضرت امير ( عليه الّسلام) از همان روز به عشق شهادت زنده بود , و از ياد آن سرشار از نشاط و شادي و در جنگ احد 70 زخم بر بدنش وارد شد , حضرت با همان حال زخمي , در صورتي كه بيش از 25 سال سن نداشت، عرض كرد يا رسول الله (ص ) ! حمزه , و ديگر ياران به شهادت رسيدند ولي شهادت قسمت من نگشت. « يا رسول الله إنك قد قلت لي حين خزلت عني الشهادة و استشهد من استشهد من المؤمنين يوم أحد الشهادة من ورائك». پيامبر اكرم (صلی اللّه عليه وآله) فرمود : «علي (جان ) تو هم به شهادت مي رسي منتهي سئوالي دارم : « فكيف صبرك إذا خضبت هذه من هذا ؟ » پيامبر اسلام در اين هنگام دست مبارکش را برسر ومحاسن علی ( عليه الّسلام) گذاشت. يعنی " چگونه در مقابل شهادت صبر خواهي كرد در حالی که محاسنت به خون سرت خضاب می شود؟". عرض كرد : « يا رسول الله ليس هذا من مواطن الصبر بل من مواطن الشكر »[8] , اي رسول خدا اين (كه انسان لياقت شهادت پيدا كند) از موارد صبر نيست بلكه جاي شكر و سپاس گزاري است (و از من بپرس كه چگونه خدا را در مقابل اين نعمت سپاس گزاري خواهي كرد ). صبر در جايی است که بر انسان مصيبت وارد شود ، شهادت نعمت است بايد در مقابل شکر نمود.

در جنگ خندق , وقتي پيشاني علي ( عليه الّسلام) توسط عمروبن عبدود مجروح گشت , « فجاء الي رسول الله فشده و نفث فيه فبر و قال اين اكون اذا خضب هذه من هذه »[9] , آمد نزد رسول خدا (صلی اللّه عليه وآله) حضرت پيشاني او را بست (و بر آن دعا) دميد پس بهبودي يافت آن گاه فرمود : كجا هستم آن زماني كه اين (محاسن ) بوسيله اين خون (سر) خضاب مي شود . در اين جا هم كه به صورت غيرمستقيم خبر شهادت علي ( عليه الّسلام) را داد.

روزی پيامبر اسلام در ماه مبارک رمضان خطبه می خواند ، حضرت امير ( عليه الّسلام) پرسيد: »بهترين عمل در ماه رمضان چيست : « اي الاعمال افضل »؟

پيامبر (صلی اللّه عليه وآله) فرمودند : « الورع عن محارم الله ثم بكي» يعنی " پرهيزكاري از حرام هاي خدا , سپس گريه نمود" حضرت امير ( عليه الّسلام) پرسيد:« ما يبكيك يا رسول الله ؟» چرا گريه مي كني يارسول الله؟

پيامبر فرمودند:« ابكي لما ينحل منك في هذاالشهرـ كاني بك و انت تصلي لربك و قدانبعث اشقي الاولين والاخرين شقيق عافر ناقه ثمود يضربك ضربه علي فرقك فخضب منها لحيتك ... »[10] يعنی " براي آنچه كه در اين ماه (رمضان ) بر تو روا مي دارند گويا تو را مي بينم كه درحال نماز براي پروردگارت هستي , كه شقي ترين انسان روزگار برانگيخته مي شو , (بسان ) پي كننده ناقه صالح , ضربتي بر فرقت مي زند كه از اثر (خون ) آن ضربت محاسنت با خون سرت خضاب مي شود ...

آري اين خبرها عشق و نشاط عجيبي در علي ( عليه الّسلام) ايجاد كرده بود , بارها و بارها خبرهاي پيامبر را گوشزد مي فرمود , و عشق و نشاط خويش را به شهادت بدان وسيله ابراز مي نمود.

بنابراين حضرت امير ( عليه الّسلام) با آنهمه عظمت می داندکه بايد به مقام شهادت برسد اگر به آن مقام نرسد از يک کمال مهمی محروم مانده است.

همين اعتقاد می تواند اسلام را زنده نگه دارد وتا کنون اسلام ناب اگر زنده مانده است در سايه ايثارگريهای افراد خداجو اتفاق افتاده است.

خطبه دّوم

اسرائيل بيش از 20 روز است در مقابل چشم دولته وملتهای جهان به قتل عام مردم و زن وکودکان فلسطينی مشول است. اگر چه مردم دنيا صدايشان به اعتراض بلند است واخيراً تحرکات ديپلماسی در جريان است ، اينها همه خوب است ولی هيچکدام جلوی جنايت را نگرفته و درد سوزش کودکان غزه از بمبهای فسفری را نکاسته است.

استکبارجهانی می خواهد برمنطقه خاورميانه مسلط شود و ابزار دستش نيز که به هرجنايتی اقدام می کند اسرائيل غاصب است. فلسفه تهاجم ديوانه وار به غزه همان فلسفه تهاجم به لبنان در جنگ 33 روزه است. در آن روز هدف اين بود که حزب الله لبنان را از بين ببرند. مردم را کشتند وسازمان ملل سکوت کرد ، کشورهای عربی سکوت کردند و حتی برخی از مفتيان عربستان کمک به حزب الله را حرام اعلام نمودند تا وقتی ديدند اسرائيل نتواست کاری کند برای حفظ آبروی اسرائيل به ميدان آمدند واسرائيل با رسوائی تمام ميدان جنگ را ترک نمود و هوز هم درد شديد حقارت آن جنگ اسراءيل را عذاب می دهد. حالا که نتوانستند حزب الله را نابود کنند برای نابودی حماس تهاجم وحشيانه را به غزه شروع کردند. در تهاجم نيز سازمان ملل سکوت مرگبار گرفت و برخی از حکام عربی از اسرائيل حمايت نمود.

اگر هدف از آين تهاجم کشتن مردم است بايد بگوييم اسرائيل در ين جنايت موفق بوده است بيش از 1000 را شهيد نموده که تقربيا 400 نفر آنان کودک است و بيش از 5000 نفر مجروح کرده که اکثر آنها زن وکودک است. کودکان غزه در آتش بمبهای فسفری سوختند و هرچقدر ناله می کنند درد سوزش آن آرام نمی شود. چشمانشان کور شد دست وپايشان بريده شد. خانه ويران گرديد اگر هدف اين جنايتهاست بلی اسرائيل پيروز شده است. امّا بايد بداند که اين جنايت پيروزی نيست يک لکه ننگی بر پيشانی اسرائيل است لکه ننگی برپيشانی آمريکاست که از اسرائيل حمايت می کند وبرای آن 2000 تن اسلحه می فرستد. لکه ننگی بر پيشانی حسنی مبارک است که گذرگاه غزه رابست و زنان و کودکان مجروح غزه با سوزش بدن وجراحت بدن در اثر نبود دارو جانسوزانه شهيد شدند ، لکه ننگی بر پيشانی ملک فهد اين باصطلاح خادم الحرمين و نوکر آمريکا استکه حتی با برگزاری جلسه اتحاديه عرب مخالفت کرد و برای تحت پوشش قرار دان اجلاس قطر جلسه ای در رياض تشکيل داد. واين ننگ تا ابد در پيشانی آنهاست. لکه ننگی برپيشانی آن مفتيان احمق وهابی عربستانی است که حتی راهپيمائی برای حمايت از مردم غزه را حرام اعلام نمودند.

امّا اگر هدف شکست حماس است ، اسرائيل و طرفداران اسرائيل که شريک جنايت اسرائيل هستند چشمشان را باز کنند و ببينند پرچم چه کسی در دوش مردم دنياست وپرچم چه کسی در زير پای مردم به آتش کشيده می شود. پرچم مردم فلسطين دينا را فتح نموده است مردم کدام کشور است که پرچم فلسطين را بدوش نگرفته باشد. وبرعکس در تمام دنيا پرچم آمريکا واسرائيل زير پای مردم است. کدام پرچم پيروز است. امروز چفيه رزمندگان حماس مقدس ترين وعزيز ترين پارچه ای است که حتی زنان غير مسلمان به عنوان دفاع از مردم غزه به سرشان بسته اند. امروز پرچم حماس در خود آمريکا در کنار کاخ سفيد به احتزاز در آمده وآمريکا را فتح نموده است. به همين دليل است که رئيس جمهور عزيزمان می گويد هراتفاقی بيافتد مردم غزه پيروز است. اگر حيات اين است که مثل گاو و گوسفند بخورند و نفس بکشند تمام حيوانات جنگل از حسنی مبارک زندگی بهتری دارند چون آنها از او بيشتر می خورند امّا اگر حيات ارزشهای انسانی داشتن است اگر عزت و حريت داشتن است اگر از حق دفاع نمودن است امروز چه کسی زنده است؟ مردم دنيا تابوت سازمان ملل ، حکام کشورهای عربی را تشييع نمودند وبه آب انداختن. درنظر مردم دنيا حماس زنده است و اسرائيل وحاميانشان مرده اند.

اسرائيل خودش اعتراف می کند شکست خورده است ، در خارج منفورترين دولت در نزد مردم اسرائيل وآمريکا شده است. در داخ نيز اختلاف داخی پيدا کرده اند هم مردمشان اعتاراض می کنند و هم بين خود سردمداران اختلاف افتاده است.

امروز خون پاک کوکان غزه مردم دنيا را بيدار نمود و چهره واقعی اسرائيل را برای دنيا نشان داد. امروز خون سرخ کودکان معصوم آبروی حکام عربی را ازبّين برد و آنها را برای مسلمانان معرفی نمود. اين نتيجه کمی نيست.

بنده از اينجا برای همدری با مادرانی که فرزندانشان را از دست داده اند و کودکانی که پدر و يامادرشان از دست داده اند وبا کودکانی که بدنشان در آتش بمبهای فسفری اسرائيل جلاد می سوزد و فقط ناله می کنند و لی يک لحظه سوزش بدنشان کم نمی شود ، با کودکانی که دست وپايشان بريده ، چشمشان از حدقه بيرون آمده ولی داروی برای درمانشان نيست ،مُسکنی برای آرام کردن دردشان نيست ، آنهائی که زير آورها مانده اند ونجات دهنده ندارند ، کودکانی که صدای غرش بمب افکنهای اسرائيلی آرامش آنها را گرفته و هيج جای امنی برای لحظه ای اسراحت پيدا نمی کنند ، همدری می کنم و بر آنها سلام و درود می فرستم.

امروز تمام مصيبتهای امت اسلامی از بی تفاوتی حاکمان عرب است. اگر کشورهای اسلامی متحد شوند وروابط سياسی ، اقتصادی خود را قطع کنند چيزی به اسرائيل نفروشند و کالاهای اسرائيلی را تحريم کنند ، نفت بزرگترين سلاحی است که در دست امت اسلامی است از آن برعليه اسرائيل استفاده کنند ، به قطع و يقين در کمترين فرصت اسرائيل و آمريکا در مقابل مسلمانان تسليم می شوند. اما درد اينجا است که برخی از حکام عربی که خود را مسلمان می دانند حتی بسياری از مسلمانان را کافر می پندارند نه تنها از اسرائيل قطع رابطه نمی کنند بلکه در کنار اسرائيل ايستاده اند.



[1] - بقره آيه 16

[2] - آل عمران آيه 177

[3] - بقره آيه 86

[4] - توبه 111

[5] - بقره آيه 207

[6] - وسائل‏الشيعة     2     319

[7] - بحارالأنوار     10     110

[8] - بحارالأنوار     28     79 - بشارةالمصطفى          223

[9] - بحارالأنوار     42     195

[10] - عيون‏أخبارالرضا(ع)     1     297

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین