خطبه های نماز جمعه مورخه 20/10/1387 PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۴

خطبه های نماز جمعه مورخه 20/10/1387

بحث ما در آيه شريفه 204 تا 207 سوره مبارکه بقره بود. « مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا» تا «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ » در آيات مذکور به دو بعد انسان که يکی پايين ترين مرحله نزول انسان و ديگری به بالاترين مرتبة صعود انسان يعنی نفاق و شهادت اشاره می کند. نفاق ، انسان را بدترين موجود عالم می کند و شهادت انسان را به مقام « عند رب» که بالاترين مقام انسان است ، می رساند. يکی منشاء تمام رذائل و ديگری عصاره تمام فضائل است.

اگر بخواهيم برای اين آيات شريفه مصداقی بيان کنيم می توانيم صحنه کربلا را نشان دهيم. در حادثه کربلا نفاق و منافقين در يک طرف و شهادت و مؤمنين واقعی در طرف ديگر قرار داشتند. در يک طرف يزيد بن معاويه و در طرف ديگر حسين بن علی ( عليه الّسلام) قرار داشت.

يزيد پدرش معاويه بود. معاويه که پدرش ابوسفيان ، رئيس مشركين و بت‏پرستان قريش بود و خداوند نيز بهمين عنوان در قرآن درباره او فرمود: « فَقاتِلُوا أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لا أَيْمانَ لَهُم‏»[1] يعنی " با پيشوايان كفر جنگ كنيد كه سوگندهاى آنها احترامى ندارد كه رعايت شود".

ابوسفيان در اغلب غزوات پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمانده لشگر بت‏پرستان و مشركين مكّه بوده و در واقع جنگهاى احد و بدر و احزاب و ساير جنگها را او بوجود آورده بود، ابوسفيان مدت 21 سال با رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم مخالفت و دشمنى نمود و در فتح مكّه از ترس شمشير، بظاهر اسلام آورد ولى در باطن به همان كفر و بت پرستى خود باقى ماند.

و اما مادرمعاويه ، هند جگر خواره بود و با رسول اكرم صلى الله عليه و آله دشمنى فوق العاده داشته و در مكّه آنحضرت را آزار مي رسانيد، در جنگ احد باتّفاق چند تن از زنان ديگر پشت سر مردان حركت كرده و آنان را با دف زدن براى جنگ با مسلمين تشجيع مي نمود و در خاتمه جنگ هم كه حمزه عموى پيغمبر صلى الله عليه و آله بدرجه شهادت رسيده بود بدستور هند وحشى قاتل حمزه جگراو را بيرون كشيد و پيش هند برد و آن ملعونه از شدت عداوت تكه‏اى از كبد را در دهان خود گذاشت ولى نتوانست آنرا بجود و ناچار از دهان بيرون انداخت و از آن تاريخ به هند جگر خوار معروف گرديد .در زمان جاهليت به ولگردى و بدكارى شهرت داشت و معاويه هم در چنان موقعى از وى متولد گرديده بود.

معاويه از چنين پدر و مادرى بوجود آمده و خبث ذات و رذائل اخلاقى هر دو را دارا بود او نيز مانند پدرش در جنگهائى كه عليه مسلمين بر پا مي شد شركت مي كرد و از ترس شمشير ظاهرا باسلام گرويده بود ولى در باطن در محو اسلام كوشش مي كرد چنانكه حضرت امير عليه السلام درباره اسلام آوردن معاويه و پدرش كه از ترس شمشير و از روى اكراه و اجبار بوده ضمن نامه‏اى كه بمعاويه نوشته چنين فرمايدفَأَنَا أَبُو الْحَسَنِ قَاتِلُ جَدِّكَ وَ خَالِكَ وَ أَخِيكَ شَدْخاً يَوْمَ بَدْرٍ وَ ذَلِكَ السَّيْفُ مَعِي وَ بِذَلِكَ الْقَلْبِ أَلْقَى عَدُوِّي مَا اسْتَبْدَلْتُ دِيناً وَ لَا اسْتَحْدَثْتُ نَبِيّاً وَ إِنِّي لَعَلَى الْمِنْهَاجِ الَّذِي تَرَكْتُمُوهُ طَائِعِينَ وَ دَخَلْتُمْ فِيهِ مُكْرَهِين‏ »[2] يعنی " منم ابو الحسن كشنده جد تو (عتبه پدر هند) و دائى تو (وليد بن عتبه) و برادر تو (حنظلة بن ابي سفيان) كه آنها را در جنگ بدر تباه ساختم و اكنون هم آن شمشير دست من است و من با همان دل و جرأت دشمنم را ملاقات مي كنم و دين ديگرى اختيارنكرده و پيغمبر تازه‏اى نگرفته‏ام، و من در راهى هستم (اسلام) كه شما باختيار و رغبت آنرا ترك نموديد و از روى اكراه و اجبار هم به آن داخل شده بوديد".

محمد بن جرير طبرى نقل مي كند كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: « إِذَا رَأَيْتُمْ مُعَاوِيَةَ يَخْطُبُ عَلَى مِنْبَرِي فَاقْتُلُوه »[3]. يعنی " هرگاه معاويه را بر منبر من ديديد او را بكشيد". و همچنين بنوشته طبرى ابوسفيان بر الاغى سوار بود و معاويه افسار مركب را گرفته و برادرش نيز از عقب مركب را براه مي انداخت پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمود: « لعن الله الراكب و القائد و السائق »[4]. يعنی " خداوند به هر سه لعنت كند".

دانشمند مسيحى جرج جورداق در جزء چهارم اثر نفيس خود بنام (الامام على) مي نويسد: فرد شاخصى از بنى اميه كه تمام خصال و اعمال زشت اميه را دارا بود معاوية بن ابى سفيان است و اول چيزى كه از صفات معاويه بچشم مي خورد اينست كه او از انسانيت و اسلام خبرى نداشت و اعمال او اين مطلب را ثابت نمود كه او از اسلام دور بود

يزيد فرزند چنين شخصی بود و از نظر اعتقاد وعمل بدتر از معاويه بود وعمل می کرد. يزيد در سه سال حکومتش در سال اوّل امام حسين (عليه الّسلام ) را کشت ودر سال دوّم حکومتش مردم مدينه را قتل عام نمود و مسجد پيامبر را پر از خون کرد و در سال سوّم برای دستگيری عبدالله بن زبير ، کعبه را به آتش کشيد و همه اينها را بعنوان خليفه رسول خدا و امير المؤمنين انجام می دهد.

يزيد وقتی بر امام حسين ( عليه الّسلام) بظاهر پيروز شد وسر مبارکش را در جلوی خود ديد شروع کرد با خيزران زدن و در آن هنگام اين اشعار را می خواند.

لَيْتَ أَشْيَاخِي بِبَدْرٍ شَهِدُوا جَزِعَ الْخَزْرَجُ مِنْ وَقْعِ الْأَسَلِ‏

فَأَهَلُّوا وَ اسْتَهَلُّوا فَرَحاً ثُمَّ قَالُوا يَا يَزِيدُ لَا تُشَل‏[5]

يعنی " ای کاش پدرانم در جنگ بدر بودند و ناله خزرجيان از ضربت نيزه ما را می ديدند. اگر اين را می ديدند با شادی می گفتند : ای يزيد ! دستت درد نکند.

طرف ديگر امام حسين (عليه الّسلام ) بود که جدش بزرگوارش رسول خدا و جده اش حضرت خديجه کبری و پدرش علی مرتضی و مادرش زهرای مرضيه بود.

بنابر اين در کربلا دو پرچم گشوده شد يک پرچم ، پرچم نفاق بود ويک پرچم ، پرچم شهادت. خصوصيت افرادی که زير پرجم نفاق جمع شده بودند اين بود منافق بودند ، شعار اسلام می دادند ولی در عمل به اسلام هيچ شباهتی نداشتند، می گفتند ما پيرو رسول خدا هستيم ولی کمر به کشتند فرزند پيامبرشان بسته بودند ، رهبرشان شرابخوار ، سگ باز و هوسباز بود ، بسيار قسی القلب بودند حتی به يک کودک شش ماهه که از تشنگی جگرش می سوخت نه تنها آب ندادند بلکه با تير سه شعبه حلقومش را نشانه رفتند. بسيار دنيا طلب بودند و برای غارت به کربلا آمدند و حتی به گوشواره دختران کوچک هم رحم نکردند و حتی پيراهن کهنه امام حسين (عليه الّسلام ) را از بدنش بيرون آوردند. ولی خصوصيت افرادی که در زير پرچم حسين (عليه الّسلام ) جمع شده بودند اين بود که ايمانشان کامل بود ، مردان عمل بودند ، شب زنده دار بودند ، نه تنها از دنيا دست کشيده بودند بلکه جانشان را در طبق اخلاص نهاده آماده تقديم به دينشان بودند و کردند. آنها سرودشان شهادت و ذکرشان خدا و قلبشان مالامال از تقوا بود.

آنها اهل شراب بودند اينها اهل تهجد ، آنها کمر به قتل امامشام بسته بودند و اينها فدائی امامشان بودند ، رهبر آنها شيفته زنان بود و رهبر اينها شيفته خدا ، آنها شعار اسلام و مسلمانی می دادند و به آن عمل نمی کردند و اينها مردان عمل بودند.

کربلا يک الگو و يک ميزان است. پيام کربلا اين است که اينگونه نيست که هرکس ادعای مسلمانی کند مسلمان است. مسلمانی به شعار نيست به عمل است. به همين خاطر است که امام حسين (عليه الّسلام ) نمی فرمايد من با يزيد بيعت نمی کنم بلکه می فرمايد:« مِثْلِي لَا يُبَايِعُ مِثْلَه‏»[6] مثل من تا قيامت با مثل يزيد بيعت نمی کند. امروز آنکه شراب می خورد ، قمار بازی می کند ، ربا می دهد ، دزدی می کند ، به مسائل شهوانی حرام مشغول است ، زير پرچم حسين نيست. حسينی آن کس است که نماز می خواند ، زکات می دهد ، امربه معروف ونهی از منکر می کند ، درد دين دارد و عامل به دستورات دين است گرچه شعارش حسين نباشد. شما بنگريد در تاريخ کربلا حربن يزيد رياحی در لشگر عمرسعد بود ولی حسينی بود و در آخر به صف حسين (عليه الّسلام ) پيوست ودر کنار حسين به شهادت رسيد ولی ساربان در قافله حسين بود ولی در نيمه شب بخاطر متاع دنيا دستهای امام حسين را بريد. در کنار حسين بودند و يا دور از حسين بودن ملاک نيست کماينکه حر دور از حسين بود ولی حسينی ، ساربان در کنار حسين بود ولی دشمن حسين بود، بلکه ملاک همراه امام حسين بودن است.

انسان بی نماز اگر خود را حسينی نشان دهد به آن امام مظلوم خيانت کرده است ، به آن امام همام اهانت نموده است. روزه خواری که می گويد من شيفته حسينم دروغ می گويد. آنکه حلال و حرام نمی داند او بوی از حسين نبرده است.

خطبه دوّم

ادامه جنايت در غزه

چندين روز است که مسلمانان دنيا در ماتم وعزا فرو رفته اند وعزادار جنايات غزه می باشند. در مدت دوهفته بيش از 850 شهيد که تعداد زيادی از آنها کودکان و زنان هستند و بيش از 3 هزار مجروح نتيجه اين جنايت است. سازمان ملل و شورای امنيت با تعلل در تصميم گيری فرصت جنايت به اسرائيل می دهند و حکام عربی نيز که گويا از نسل يزيد بن معاويه هستند جام شراب را با همين جانيان به سر می کشند. مصر گذرگاه رفح را بسته نگه داشته و حتی از ورود دارو و غذا و کمک های انسانی خود داری می کند و اين حامی اسرائيل باز کردن رفح را به مدت چند ساعت مشروط به اين می کند که حماس موشک به سوی اسرائيل پرتاب نکند. سيد حسن نصرالله در سخنرانی اخير گفت تعدادی از وکلای مصر بر عليه من شکايت کرده اند. واقعا اينها چگونه نامشان را مسلمان وانسان گذاشته اند که از قاتلان کودکان غزه حمايت می کنند و دبير کل حزب الله را که جان ومال وخاک وآبروی اعراب را حفظ کرده است ، محکوم می کنند.

اسرائيل می خواهد حماس را نابود کند و مقاومت مردم را بشکند و تحقير جنگ 33 روزه را جبران کند وديگر کسی نباشد که نامی از فلسطين به زبان آورد.

شما در تلوزيون ديد که زنان داغدار غزه که فرزندانشان در جلوی چشمانشان قطعه قطعه شده است چطور فرياد می زنند که اي اعراب کجا هستيد؟ غيرتتان کجاست ؟ دينتان کجاست؟.

امروز حادثه غزه به تمام دنيا و به تمام مسلمانان اين پيام را می دهد که در عصر حاضر هرکس زور بيشتر دارد هرکاری بخواهد می تواند بکند، و هرکس قدرت ندارد يا بايد ذلت را بپذيرد يا کشته خواهد شد. به همين دليل حزب الله لبنان ، اسرائيل و آمريکا را دق مرگ نموده اند. چون هم ايمان دارند وهم قدرت نظامی که دبيرکل حزب الله گفت اگر اسرائيل به يکی از روستهای ما تجاوز کند برخودی با آنها خواهد شد که جنگ 33 روزه در پيش آن يک بازی و سرگرمی برای اسرائيل خواهد بود.

سالروز شهادت امام سجاد (عليه الّسلام )

12محرم الحرام روز شهادت حضرت زين‏العابدين (عليه الّسلام ) است. امام سجاد (عليه الّسلام ) در کربلا که در سال 61 هجری اتفاق افتاد 23 ساله بود و بخاطر بيماری مصلحتی در عاشورا به شهادت نرسيد. البته وقتی تمام ياران امام حسين (عليه الّسلام ) به شهادت رسيد ندای امام حسين (عليه الّسلام ) را شنيد که کمک می خواهد شمشير را برداشت واز خيمه بيرون آمد ولی حضرت زينب بدستور امام حسين (عليه الّسلام ) او را گرفت و به خيمه بازگرداند. امام سجاد (عليه الّسلام ) بعد از قضيه کربلا 34 سال زنده ماند ولی هيچ وقت کربلا را فراموش نکرد و هميشه بر مصيبت پدرش گريه می نمود.



[1] - توبه آيه 12

[2] - بحارالأنوار 33 101

[3] - بحارالأنوار 33 186

[4] - شرح‏نهج‏البلاغة 15 175

[5] - بحارالأنوار 45 133

[6] - بحارالأنوار 44 324

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین