خطبه های نماز جمعه مورخه 06/10/1387 PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۳

خطبه های نماز جمعه مورخه 06/10/1387

ج- مقام خليفه اللهي

بعد سوّم ازوجود انسان مقام خليفه اللهي است. انسان وقتي كه ازحيوان ناطق بگذرد وصعود كند به اين مقام كه فلسفه خلقت اوست دست می يابد . اگر به اين مقام برسد او را انسان کامل می گويند.

انسان کامل ، آن انسانی است که تمام ارزشهای انسانی بطور يکسان در او به حد اعلی رسيده باشد و به عنوان الگو برای بشريّت مطرح شود . چنين انسانی مأموريت پيدا می کند که دست انسانهای ناقص را بگيرد و به سوی کمال حرکت دهد وآنها را از مقام فنا در طبيعت به مقام فناء در حقيقت برساند ؛ که اوّلی فانی در آتش جاودانه است و دوّمی فانی در فيض جاودانه.

حقيقت انسان همان روح است واين روح صفحه الهي است كه خداوند زمينه فجور وتقوي را در آن قرار داده وتربيت واصلاح آنها را به دست انسان سپرده است.«فَاَلهَمَها فُجُورَها وَنَقويها ، قَداَفلَحَ مَن زَكَّها وَقَد خابَ مَن دَسَّبها»[1] يعنی "خداوند به نفس انسان، شرّ و خير را الهام كرده است پس هر كس آنرا پاكيزه ومنزّه كند رستگار وهركس او را پليد گرداند زيانكار خواهد شد"

انسان سرمايه اصلی خود را در درون خود دارد ونبايد آن را از بيرون طلب کند. انسان بايد بکوشد از فطرت پاک خدائی که به او داده شده است نهايت استفاده را ببرد. در تعبير قرآن انسان تاجر است و سرمايه اش همان استعدادهای نهفته در وجودش می باشد بايد آنها را تربيت کند وشکوفا نمايد. در سايه همين تربيت به مقام خلافت می رسد.

مقام خلاقت يک مقوله تشکيکي است يعنی دارای ذومراتب است. برخی از انسانها اصلا وارد وادی خلافت نمی شوند با جهالت به دنيا می آيند و مصاحبت آن از دنيا می روند و برخی به مرتبه ضعيف خلافت دست پيدا می کنند . بالاترين مرتبه خلافت الهی امامت است.

امامت بالاترين رتبه انسان

مرتبه عالی انسانيت ، رتبه امامت است که بالاتر از نبوت و رسالت می باشد.و اگر انسان به اين مقام نائل شود برترين رتبة خلافت را کسب کرده است.

اين مقام مقام اعطائی است. انسان می تواند حيوان باشد ، می تواند انسان باشد ، می تواند به مراتب مختلف خلافت دست يابد ولی نمی تواندبه مقام امامت برسد بلکه بايد خدای متعال آن را عطا کند. به همين دليل ما معتقديم ، ائمه ما به بالاترين مقام عالم امکان دست يافته اند وبالاتر از آن قابل تصور نيست. اين مقام را خدای متعال به آنها داده است. البته اينگونه نيست که خدای متعال به هرکس بخواهد اين مقام را می دهد بلکه شايستگی می خواهد بايد انسان آن شايستگی را پيدا کند. همانطوريکه خدای متعال حضرت ابراهيم را مبتلا به آژمونهای متعدد وسختی نمود او را به آـش انداختند تحمل نمود ، دستور دادند اسماعيل و هاجر را ببر در بيابان بي آب علف ، در سرزمين دور دست بگذار ، تسليم شد ، وقتی گفتند اسماعيل را ذبح کن ، بی چون چرا اقدام نمود پس از همه اينها ، مقام امامت داده شد.

محمد بن سنان از زيد شحّام نقل می کند که می گويد من از امام صادق ( عليه الّسلام) شنيدم که آن حضرت فرمود:«إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى اتَّخَذَ إِبْرَاهِيمَ عَبْداً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ نَبِيّاً وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ نَبِيّاً قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ رَسُولًا وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ رَسُولًا قَبْلَ أَنْ يَتَّخِذَهُ خَلِيلًا وَ إِنَّ اللَّهَ اتَّخَذَهُ خَلِيلًا قَبْلَ أَنْ يَجْعَلَهُ إِمَاماً فَلَمَّا جَمَعَ لَهُ الْأَشْيَاءَ قَالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قَالَ فَمِنْ عِظَمِهَا فِي عَيْنِ إِبْرَاهِيمَ قَالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ قَالَ لَا يَكُونُ السَّفِيهُ إِمَامَ التَّقِيِّ »[2] يعنی "خدای تبارک و تعالی ابراهيم ( عليه الّسلام) را بنده خود برگزيد قبل از آنکه پيامبر شود، و او را پيامبر نمود قبل از آنکه رسول شود، و او را رسول خود ساخت پيش از آنکه خليل شود، و او را دوست گرفت قبل از آنکه او را امام قرار دهد، چون همه اين مقامات و مراتب را فراهم آورد، فرمود : « إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً» من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم، اين مقام امامت برای ابراهيم، بزرگ جلوه کرد عرض نمود: از فرزندان من هم، به امامت می رسند؟ خداوند فرمودند: پيمان من به ستمکاران نمی رسد. شخص غير خردمند نمی تواند پيشوای افراد پرهيزکار و عاقل قرار گيرد و ظالم از نظر خدا، کم خرد است و او نمی تواند در رأس امتی باشد که در بين آنان افراد متقی و وارسته وجود دارند".

امام، نه تنها به مقام بس بلند ملکوتی رسيده است بلکه مربی انسان به اعلی درجه کمال و آخرين نقطه از ذروه توحيد و مقام معرفت است و چون انسان به حق آفريده شده است بايد امام به حق راهنما و موصل آدمی بدین ذروه گردد و الا کسی ديگر که ما دون مقام معرفت و توحيد و درجات قرب است از اين نصيب بی‏بهره است.

چون معنی نبوت اتصال قلب به عالم ملکوت و تلقی وحی از جبرئيل است، در رسول اين معنی قويتر و رؤيت ملائکه و فرشتگان وحی هم خواهد بود، ولی در عين حال ممکنست که هيچکدام از آنها سيطره بر ملکوت بنی آدم نداشته باشند، تا بتوانند با آن، دل‏ها را به مطلوب برسانند، ولی در امام به سبب اين سيطره و احاطه بر قلوب، آنها را به کمال و مقام واقعی خود سير می‏دهند.

ارزش امام در اين حدّ است که امام باقر می فرمايند:

هر کس خدای را با زحمت عبادت کند ولی امام و پيشوايی که خدا معين کرده نداشته باشد عبادت و زحمتش ناپذيرفته و او گمراه و سرگردان است و خداوند اعمال او را دشمن می دارد و داستان چنين کسی به گوسفندی می ماند که چوپان و گله خود را گم کرده و تمام روز سرگردان از اين سو به آن سو می رود و هنگام شب وقتی چوپانی را می بيند به سوی او می رود و شب را در خوابگاه آن گله بسر می برد، هنگام کوچ گله گوسفند متوجّه می شود که اين گله و چوپان، ناشناس است باز حيران و سرگردان به جستجوی چوپان و گله خود ادامه می دهد تا به آنها بپيوندد و از تنهايی و غربت برهد، باز، چوپان ديگری او را صدا می زند که بيا و به چوپان و گله خود بپيوند که تو از آشنايان خود گم گشته ای، پس با ترس و وحشت حرکت کند و کسی نباشد که او را به محل اصلی خود هدايت کند، در اين بين گرگ از فرصت استفاده کرده او را طعمه خود می کند. به خدا قسم کسی که از اين امت باشد و امام عادل از جانب خدا را نداشته باشد حال او چنين است؛ گم گشته و گمراه است و اگر با اين حال بميرد با کفر و نفاق از دنيا رفته است. رهبران جور و رهروان آنان از دين خدا برکنارند، خود گمراه و مايه ضلالت مردم می باشند اعمالی که انجام می دهند مانند خاکستری است که تند بادی در روز طوفانی برآن بتازد و همه را با خود ببرد و چيزی نصيبشان نشود و اين است گمراهی بزرگ.

خطبه دوّم

هفته امر به معروف ونهی از منکر

اوّل محرم آغاز هفته امر به معروف ونهی از منکر است. چون فلسفه وجودی قيام اباعبدالله (عليه الّسلام ) امر به معروف ونهی از منکر است. امام راحل فرمود : اگر امر به معروف و نهى از منكر در جامعه رواج يابد، همه واجبات برقرار خواهد شد. اين فريضه يک مسأله اجتماعی است يعنی امربه معروف بر يک نفر واجب نيست بلکه برهمگان واجب است.

مسلمان نمی تواند در جامعه ای زندگی کند و برمسائل آن بی تفاوت باشد و اگر تخلفی ببيند در جامعه رواج می يابد و يا معروفی به فراموشی سپرده می شود احساس مسئوليت نکند.

البته امربه معروف شرائطی دارد که بايد آن شرائط رعايت شود. شمامطمئن باشيد اگر کارخلاف بيشتر شود ومتخلفين احساس کنند که افراد جامعه با آنها کاری ندارند و متديين نيز بی تفاوت باشند ، فساد دامن خود متديين را نيز خواهد گرفت.

شما امروز دنيا را ببينيد فساد دنيا را گرفته ومردم نيز بی تفاوت هستند و در نتيجه همه مبتلا شده اند. امروز در غزه يک ونيم ميليون نفر در خانه وکاشانه خود اسير اسرائيل شده اند ولی مسلمانها از کنار آن بی تفاوت می گذرند. اگر مسلمانها احساس مسئوليت می کردند اينگونه نمی شد. از همين وضعيت مسلمانها ، اسرائيل سوء استفاده می کند و خود را آماده حمله به غزه کرده است. بديهی است در چنين تجاوزی چقدر کودکان و زنان و مردان بی گناه از ّين خواهند رفت.

روزی که هزاران حاجی در مکه رمی جمرات می کردند و شيطان سنگی را رمی می نمودند تا تمرينی کنند برای رجم شياطين در عراق يک جوان شيعي پيداشد که شيطان واقعی را پيدا نمود و با کفش خود آن را رمی کرد و کاری نمود که رمی جمرات حجاج در عربستان را در بغداد تکميل نمود. اين عمل در دنيا موجی بوجود آورد که همه شما شاهد آن هستيد. انداختن کفش در ظاهر کارساده ای است اّما حامل معنای بزرگی بود که آمريکا را رسوا نمود. گرچه آقای منتظر الزيدی خبرنگار عراقی سخت تحت شکنجه قرار گرفت و با آهن ، کابل ، برق شکنجه اش کردند ولی با يک اقدام شجاعانه دنيا را تکان داد.

اين مصداق يک نهی از منکر بود. اگر همه مسلمانان مثل آن خبرنگار عراقی عمل کنند آيا وضع مسلمانان اصلاح نمی شود.

امربه معروف درسی است که امام ما سالارشهيدان به ما آموخت ما بايد آن را در جامعه خود به اجراء بگذاريم.

دهه اوّل محرم

دهه اوّل محرم دهه عزادری اباعبدالله الحسين (عليه الّسلام ) است. در اين دهه شعيان جهان خصوصا دوست داران اهلبيت عصمت و طهارت در سراسر ايران محبت خود را به نمايش می گذارند. مصيبت کربلا را متذکر می شوند و گريه می کنند تا نام سالار شهيدان را زنده نگه دارند. در اين خصوص بايد نکاتی را متذکر شوم:

1- هدف از عزادری در دهه محرم چيست؟

آيا می خواهيم با عزادری به حضرت علی و فاطمه زهرا تسليت بگويي؟ آن بزرگوارن الان در کنار هم هستند و 12 ، 13 قرن از آن زمان می گذرد.

آيا می خواهيم لباس سيه بپوشيم و بس و می خواهيم فقط مردم را بگريانيم ؟ اينکه هدف نيست. برخی چون فلسفه محرم را نمی دانند تصور می کنند که هدف ازعزاداری گرياندن مردم است وبه همين دليل از هروسيله ای برای گريانده مردم استفاده می کنند از وسائل مختلف و سخنان جور وناجور بهره می برند.

ما بايد هدف امام حسين از قيام را بشناسيم و فلسفه احيای محرم را بدانيم. محرم بوجود آمد تا دين حفظ شود مراسمات ما در محرم نيز بايد در راستای همين هدف باشد. مساجد ما در محرم بايد کلاس درس دين باشد. مردم درس دين فراگيرند آن وقت به امام حسين (عليه الّسلام ) خدمت نموده ايم.

چرا در محرم ما به پوسته می پردازيم و از مغز آن غافليم؟

2- تحريفات

از جمله چيزهائی که مراسم محرم را را تهديد می کند تحريفات است. دشمن شما بررسی کرده است که تا مردم حسين دارند و عزادری درست دارند نمی شود بر آنها مسلط شد زحمات يکساله ما در محرم از ّين می رود بايد محرم را از آنها گرفت ، محرم را که نمی شود از آنها گرفت پس بايد آن را تحريف نمود. آمدند برنامه ريزی کردند که توسط مداحان شهرت طلب و روحانيون کم سواد چيزهای غلط وارد مراسمات ما کنند و مردم بی سواد ما نيز بخشی از آن را قبول کردند. برایاينکه جلوی اعتراضات علماء باسواد و آشنا به توطئه دشمنان را بگيرند اين مطلب را القاء نمودن که هرکس به نهضت حسينی اعتراض کند مخالف امام حسين است و تعدادی نيز آن را پذيرفتند متوجه نشدند که علماء مخالف امام حسين نيستند بلکه مخالف اين انحرافات هستند.

آيا شما تا حال از خود سوال کرده ايد که چرا غدير خم تحريف شد؟ پيامبر اکرم (صلی اللّه عليه و آله وسلم) که باصرحت گفته بود علی (عليه الّسلام ) جانشين اوست. فرمود: فَاعْلَمُوا مَعاشِرَ النّاسِ أَنَّ الله قَدْ نَصَبَهُ لَكُمْ وَلِيّاً وَإِماماً فَرَضَ طاعَتَهُ عَلَي الْمُهاجِرينَ وَالْأَنْصارِ وَ عَلَي التّابِعينَ لَهُمْ بِإِحْسانٍ، وَ عَلَي الْبادي وَالْحاضِرِ، وَ عَلَي الْعَجَمِي وَالْعَرَبي، وَالْحُرِّ وَالْمَمْلوكِ وَالصَّغيرِ وَالْكَبيرِ، وَ عَلَي الْأَبْيَضِ وَالأَسْوَدِ، وَ عَلي كُلِّ مُوَحِّدٍ...... مَعاشِرَالنَّاسِ، لاتَضِلُّوا عَنْهُ وَلاتَنْفِرُوا مِنْهُ، وَلاتَسْتَنْكِفُوا عَنْ وِلايَتِهِ....... مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ إِمامٌ مِنَ الله، وَلَنْ يَتُوبَ الله عَلي أَحَدٍ أَنْكَرَ وِلايَتَهُ وَلَنْ يَغْفِرَ لَهُ.... مَعاشِرَالنّاسِ، فَضِّلُوا عَلِيّاً فَإِنَّهُ أَفْضَلُ النَّاسِ بَعْدي مِنْ ذَكَرٍ و أُنْثي ما أَنْزَلَ الله الرِّزْقَ وَبَقِي الْخَلْقُ.مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ، مَغْضُوبٌ مَغْضُوبٌ مَنْ رَدَّ عَلَي قَوْلي هذا وَلَمْ يُوافِقْهُ..... مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُ سَيَكُونُ مِنْ بَعْدي أَئمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَي النّارِ وَيَوْمَ الْقِيامَةِ لايُنْصَرونَ. مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّ الله وَأَنَا بَريئانِ مِنْهُمْ.

مَعاشِرَالنّاسِ، إِنَّهُمْ وَأَنْصارَهُمْ وَأَتْباعَهُمْ وَأَشْياعَهُمْ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النّارِ وَلَبِئْسَ مَثْوَي الْمُتَكَبِّرِينَ . چرا انحراف حاصل شد؟ مايد مواظب محرم باشيم هرچه ما دلمان می خواهد به آن اضافه نکنيم. امروز استکبار جهانی با آنهمه امکاناتی که دارد دشمن شيعه است چون شيعه را می بيند شجاعت دارد در لبنان شيعه را ديد در عراق شيعه را ديد می خواهد ما را نابود کند واو از دو راه عمده اين کار را می خواهد بکند يک از راه خود ما بوسيله نادانان ما انجام می دهد که امام زمان فرمود:نادان ها و کم خردان شيعه وکسانی که به اندزه پر وبال پشه دين ندارند ما را آزارمی دهند. راه دوّم وهابي هاست. به آنها بهانه ندهيم.

توصيه من به تمام هيئت امنای مساجد اين است که از علماء نيز در منبر استفاده بکنند و به نماز خصوصا نماز جماعت اهميّت بدهند.



[1] - الشمس 8

[2] - اصول کافی،جلد 1 ص 175

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین