خطبه های نماز جمعه مورخه 22/09/1387 PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۳

خطبه های نماز جمعه مورخه 22/09/1387

وقتي اين دوبعدحيواني وانساني راموردمطالعه قرارمي‌دهيم مي‌بينيم:

اولاًخداي متعال‌كه انسان رادرهردوبعد حيواني وانساني ازهيچ آفريده است مي‌خواهد طوري كند كه به همه چيز يعني "معرفت خدا" وشناخت سرسلسله زيبائيها كه سرمنشأ تمام موجودات و خيرات وكمالات است برساند.

ثانياً انساني كه ازهيچ آفريده شده است، استعدادي در درون آن نهاده است كه مي‌تواند درسير صعودي ازملائكه مقرب ، مقربتر و درسير نزولي ازبهائم و حيوانات وحشی ،وحشي ترشود . درحقيقت بين دوبي نهايت قرارگرفته است، بي نهايت صعود وبي نهايت سقوط.

ثالثاً ابزار كسب معرفت، اعضاء وجوارح اوست، دراختيارش قرار داده شده است تابا استفاده از آنها بعدانساني خودرا تكميل نمايد « إِنَّا خَلَقْنَا الْإِنْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشاجٍ نَبْتَلِيهِ فَجَعَلْناهُ سَمِيعاً بَصِيراً »[1] يعنی " ما انسان را از نطفه مخلوط آفريديم تا امتحان کنيم ، پس او را شنوا وبينا قرار داديم". در حقيقت چشم و گوش ما ابزار صيد معرفت ماست. « وَجَعَلَ لَكُمْ الْسَمْعَ وَالْاَبْصارَ وَالاَفْئِده لَعَلَكُمْ تَشْكُرون»[2] يعنی " خدای متعال برای شما گوش و چشم و دل قرار داد شايد شکرگذار باشيد".

هركس ازاين ابزارخوب استفاده کند درمسيرتكامل حركت كرده ، ازفرشتگان مقرّب ، مقربتر می گردد وكساني كه ازاين ابزاراستفاده نمی کنند ويا ازآنها سوء استفاده می کنند، ازمقام انسانيّت سقوط خواهند کرد.« وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ»[3] يعنی " جهنم را از جن وانس پر خواهيم کرد. آنهائی که دل داشتند واز آن استفاده نکردند. کسانی که چشم داشتند ولی با آن حقايق را نديدند . کسانی که گوش داشتند ولی با آنها حقايق را نشنيدند. آنها مانند چهارپايان بلکه بدتر از آنها هستند".

انساني كه ابزارمعرفت دارد ولي ازآن ابزار نه تنها درمسيرمعرفت استفاده نمي‌كند بلكه بوسيله آن درلجن زارهاي اخلاقي فرومي‌رود بدترازبهائم وحيوانات است.چون آنها بانداشتن اين ابزارعقلاني بدنبال شهوت رفتند ولي انسانها باداشتن آن ، درامورشهواني غوطه ورشدند.

اين چشم وگوش ما وسيله کسب معرفت و ابزاری برای تحصيل معرفت است. از آنها هم نهاين استفاده را ببريم و هم نهايت مواظبت را داشته باشيم. اگر شما انسان را به مخزن معرفت تشبيه کنيد راه ورودی معارف به اين مخزن چشم و گوش ماست. مواظب باشيم از اين چشم وگوش آب های متعفن وارد جان ما نشود که تعفن آن تمام وجودمان را می گيرد.

شما گوهر ايمان در ردون وحودتان داريد و اين گوهر بسيار گرانبهاء و بسيار حساس است ، با کمترين گناه صدمه می بيند و گناه از طريق همين چشم وگوش وارد می شود. شما در جلوی اين ورودی ها يک چيزی به نام تقوا قرار دهيد که نگهبان شما باشد و هرچيزی که به آخرت و سعادت شما ضرر دارد نگذارد وارد شود.

رابعاً همچنانكه گذشت بعد حيواني وانساني انسان هردو ازهيچ شروع شده وآيات الهي وتجربه قطعي نشان مي‌دهد كه در اين دو بعد ، با سير صعودی ونزولی دوباره به هيچ خواهد رسيد. در بعد انسانی که از هيچ شروع کرد « وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً»[4] پس از تحصيل علم وشکار علوم وکسب مقامات علمی دوباره در اثرپيری همه را از دست خواهد داد وبه هيچ منتهی خواهد شد. خداوند می فرمايد آنقدر پير می شويد که تمام آموخته هايتان را فراموش می کنيد لِكَيْ لا يَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَيْئا»[5] ودربعد حيوانی نيزکه از هيچ شروع کرده بود « لَمْ يَكُ شَيْئاً »[6] باز دراثر پيری به دوران کودکی بلکه ضعيف تر از آن که نهايت ضعف جسمانی است خواهد رسيد « وَ مِنْكُمْ مَنْ يُرَدُّ إِلى أَرْذَلِ الْعُمُر»[7] مراد از أَرْذَلِ الْعُمُر " نهايت پيری است که تمام اعضاء وجوارح انسان از کار می افتد وبه مرده ای تبديل می شود که فقط نفس می کشد وآنگاه نفس کشيدن نيز از دست مي رود وبه جماد تبديل می گردد، درحقيقت هم بعد حيوانی و هم بعد انسان از بين می رود.  پس اين دو بعد انسان فناء پذير است ونبايد دراين مقام ،توقف نمود . چراكه اگرانسان به تن پروري بپردازد فقط حيوان خانگي واهلي خواهد شد وشايد بدترين حيوان باشد « إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لا يَعْقِلُونَ »[8] يعنی " بدترين موجود در نزد خدا آن موجود کرو لالی است که عقل ندارد و تفکر عقلانی محروم است". واگر مقصداو علم باشد ودرتعليم و تعلّم علم توقف كند آنگاه علم، حجاب او شده، اورا به حماري كه حمّال اسفاراست تبديل مي‌كند « مَثَلُ الَّذِينَ حُمِّلُوا التَّوْراةَ ثُمَّ لَمْ يَحْمِلُوها كَمَثَلِ الْحِمارِ يَحْمِلُ أَسْفاراً »[9] وبدترازاين، نه تنها حمال علم بلكه گرفتارعلم ودربند تعليم تعلّم ، اسير وگرفتار الفاظ خواهد کرد.

خامساً انسان وقتي بعد حيواني وانساني خود راكامل نمود تازه «حيوان ناطق»  است وهمانطوريكه ذكرشد توقف دربعد حيواني ، انسان آرام ، رابه حيوان خانگي وهمسان گاو و گوسفند اهلی می کند ؛ و انسان بدسيرت رابه حيوان وحشي تبديل مي‌كند که در آية شريفه « أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ »[10] در قسمت « كَالْأَنْعامِ » به بخش اوّل و در قسمت « بَلْ هُمْ أَضَلُّ » به قسمت دوّم اشاره دارد.  واگر دربعد انساني توقف كند ، مقصد ومنزل اوعلم باشد وعلم را براي خود عَلم و شهرت ويا اسباب تجارت قرار دهد ، حمال علم خواهد بود ، که در اين صورت همسان حماری است که حمّال علم است.

ولي انسان بيداروآگاه ومتنبه نبايد دراين منزل مأوي كند بلكه ازآن ، به سوي مرحله بعدي كه مقام «خلافه اللهي » است حركت نمايد. چون مقام حيّوانيّت وانسانيّت هر دو فنا پذير است بايد آن را به مقام خلافت رساند.

خطبه دوّم

توجه به پدر ومادر

در احوالات يکی از محبان و شيعيان آمده است که پدر پيری داشت و بسيار به او خدمت می کرد. ايشان شبهای چهارشنبه به مسجد سهله می رفت اما پس از مدتی اين کار را ترک نمود. دليل آن را پرسيدند، گفت چهل شب چهارشنبه به مسجد سهله رفتم در شب آخر نزديک مغرب تنها به مسجد سهله می رفتم عرب بيابانی را ديدم سوار براسب که سه بار به من فرمود:« از پدرت مراقبت کن». من فهميدم که امام زمان (عليه الّسلام ) راضی نيستند من پدرم را بگذارم وبه مسجد سهله بروم.

ولادت امام هادی

15 ذيحجه سالرروز ميلاد حضرت امام على النقى الهادى(ع) (212 ه.ق) است. بنده ولادت اين امام همام را برشما وتمام شيعيان جهان تبريک عرض می کنم.

عيد سعيد غدير خم

120 نفر از صحابه و 80 نفر از تابعين، حديث غدير را نقل كرده‏اند. صدها دانشمند عالم اسلام مى‏گويند ترديد در تواتر روايت غدير ترديد در تمام روايات متواتر است.

سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مى‏گشت، گروه انبوهى كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده‏اند او را بدرقه مى‏كردند تا اين كه به پهنه بى‏آبى به نام غدير خم رسيدند.

نيم روز هيجدهم ذى الحجه بود كه ناگهان پيك وحى بر رسول خدا - صلى‏الله عليه و آله - نازل شد و از جانب خدا پيام آورد كه: (يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ‏تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ).پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بى‏آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبرى از جهاز شتران براى پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روى به مردم كردند. ابتدا خداى را سپاس فرموده و از بديهاى نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اى مردم! به‏زودى من از ميان شما رخت بر مى‏بندم. آنگاه مى‏افزايد: چه كسى بر مؤمنين در ارزيابى مصلحت‏ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است؟ همه يك سخن مى‏گويند: خدا و پيامبر داناترند.

رسول گرامى مى‏فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولى و سزاوارتر نيستم؟ و همگان يك صدا جواب مى‏دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مى‏گذارم يكى ثقل اكبر كه كتاب خداست و ديگرى ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم! بر آنان پيشى نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست على(ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند.

سپس فرمود: خداوند مولاى من و من مولاى مومنان هستم و بر آن‏ها از خودشان سزاوارترم. اى‏مردم! هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين على هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا! دوستان على را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا! على را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند.

هنوز اجتماع به حال خود باقى بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحى گوش جان محمد - صلى الله عليه و آله - را نواخت كه: (اَلْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِى وَرَضِيتُ لَكُمُ الاْسْلامَ ديناً).و بدين سان على(ع) از جانب خداوند براى جانشينى‏پيامبر(ص) برگزيده شد.

هيجدهم ذى الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصا شيعيان عيد شمرده‏اند.

فرات بن ابراهيم كوفى از امام صادق(ع) نقل مى‏كند كه ايشان به نقل از پيامبر اكرم(ص) فرمودند: روز غدير بزرگترين عيد امت من است. حسن بن راشد مى‏گويد: از امام صادق(ع) پرسيدم: غير از عيد فطر و قربان براى مسلمانان عيد ديگرى هم هست؟ فرمودند: بلى و اين عيد از آن دو عيد ديگر با فضيلت‏تر است. گفتم كدام روز است؟ فرمود: روز هيجدهم ماه ذى حجه، عيد غدير خم. عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالى انجام دهيم؟ فرمودند: روزه بگيريد، بر محمد و آلش صلوات بفرستيد... يقين بدانيد انبيا - عليهم‏السلام - روزى كه وصى خود را نصب مى‏كردند امر مى‏كردند كه آن روز را جشن بگيرند.

وقتى به سيره ائمه و پيامبر اكرم مراجعه مى‏شود، در مى‏يابيم كه پيامبر و امير مومنان و ساير ائمه با روز غدير به عنوان يك عيد برخورد كرده و مسلمانان را به تبريك و تهنيت گفتن به هم دعوت كرده‏اند. امام حسن(ع) روز عيد غدير در كوفه مهمانى بزرگى برپا مى‏داشتند. امام على با فرزندان و گروهى از پيروانش بعد از نماز براى شركت در مجلس به منزل امام حسن(ع) مى‏رفتند و پس از اتمام مهمانى، امام حسن(ع) هدايايى به مردم اعطا مى‏فرمود. لذا اين حركت امام حسن(ع) موجب شد مردم به روز عيد غدير عادت كنند.

جنايت غزه

چندين ماه است که مردم غزه در محاصره سخت گرفتارشده اند. اسرائيل که بنيانش بر جنايت گذاشته شده و با ريختن خون مردم فلسطين به حيات خود ادامه می دهد ، از زمين و هوا و دريا غزه را درمحاصره قرار داده و اجازه کمک خارجی هم نمی دهد. کودکان غزه از گرسنگی و بيماری جان می دهند. آنها ماههاست از کمبود نان ، آب ، برق و مايحتاج عمومی رنج می برند. بيش از يک ميليون انسان به تدريج در جلوی چشم ملتها و دولتها جان می دهند ولی سکوت مطلق ومرکبار تمام جهان را گرفته است تنها صدائی که شنيده می شود از اطران است. دولتهای عربی نه تنها کمکی به مردم فلسطين نمی کنند بلکه در پشت پرده با جلادان اسرائيلی دست می دهند و با آنها ارتباط برقرار می کنند. گويا انسانيت مرده است گويا مسلمانی در روی کره زمين وجود ندارد ، گويا هيچ اتفاقی نمی افتدد. مردم ايران با فريادهای از دل برخاسته خود با آن کودکان گرسنه و با آن کودکانی که به خاطر نبود دارو ودرمان آرام آرام جان می دهند همدردي می کند. با آن مردان وزنان با آن مادران و پدرانی که خودشان از سرما وگرما در امان نيستند ولی پرر شدن فرزندان معصومشان دلهای آنها را می سوزاند و سکوت مرگبار مردم عرب نمک به دل زخمی آنها می پاشد ، اعلان همدردی می کند.



[1] - انسان آيه 2

[2] - نحل 78

[3] - اعراف آيه 179

[4] - نحل آيه 78

[5] - نحل 70

[6] - مريم آيه 67

[7] - نحل 70

[8] - انفال آيه 22

[9] - جمعه آيه 5

[10] - اعراف آيه 179

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین