خطبه های نماز جمعه مورخه 01/09/1387 PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۱

خطبه های نماز جمعه مورخه 01/09/1387

ابعاد وجودی انسان

انسان دارای سه بعد وجودي است که هرکدام در سير صعودی انسان بسوی آن هدف نهائی کارکرد خاصی دارد و براي رسيدن به هدف خلقت كه بس بلند وطولاني وپرخطراست ، بايد درهرسه بعد به كمال وفعليت برسد . اين سه بعد وجودي عبارتند از: بعد حيواني ، بعد انساني و بعد خليفه اللّهي.

در اينجا ذکر اين نکته لازم است که انسان خليفه الله آفريده نشده است يعنی بالفعل تمام فضايل و کمالات در او نهاده نشده است ، بلكه بايد باتلاش وجهاد خود آن فضايل را کسب و خود را به مقام خلافت برساند ، واين تلاش يقيناً بااستفاده از ابعاد وجودي خودانسان خواهدبود . يعنی سرمايه اوليّه انسان برای سير صعودی و کسب کمال در وجود و درون خودش نهفته شده است.

تکامل حقيقی ورسيدن به خلافت الهی حداقل به سه چيز نياز دارد:

1- شناخت

اوليّن واساسی ترين زيربنای حرکت به سوی خدا وکمالات و فضائل ، تحصيل معرفت وشناخت است. ما بايد به عالم هستی که خودمان جزو آن هستيم و خدای متعال در سرسلسه آن است معرفت پيدا کنيم. حضرت امير ( عليه الّسلام) فرمودند:« رحم اللّه امرأ أعد لنفسه، و استعد لرمسه، و عرف من أين و في أين و الى أين‏ »[1] يعنی " خدای متعال رحمت کند آن کسی را که خودش را آماده کند ومستعد مرگ باشد و بداند از کجا آمده ودر کجاست و به کجا می رود". وگفته اند « ليس العلم بكثرة التّعلّم، بل نور يقذفه اللّه فى قلب من يشاء»[2] يعنی " علم بوسيله زيادی تعليم نيست بلکه نوری است که خداوند در دل هرکس بخواهد می گذارد". وحضرت امير ( عليه الّسلام) فرمودند:« أَوَّلُ الدِّينِ مَعْرِفَتُه‏»[3] يعنی " سرآغاز دين معرفت و شناخت خداست".

2- ايمان

دومين رکنی که در سير الی الله لازم است و انسان بدون آن نمی تواند به فضيلت حقيقی دست يابد " ايمان" است. انسان خدا را بشناسد و به او ايمان بياورد. ايمان نيز ، اعتقاد محض نيست بلکه ايمان عبارت است از اينکه در قلب اعتقاد داشته باشد و در زبان به آن اعتراف نمايد و به دستورات دين عمل کد.

3- جهاد وتلاش

رکن سوّم تلاش است. اين دنيا دنيای سختی است ، چيزی به رايگان نمی دهند و انسانهای سست اراده به جائی نمی رسند . بايد رياضت کشيد . مهار نفس ، مشقت عبادت ، گذشت از خواسته های نفسانی لازم است. خداوند فرمود:« وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا» يعنی " هرکس در راه ما تلاش کند ما نيز او را هدايت خواهيم کرد".

وقتی اين سه رکن يعنی شناخت ، ايمان و عمل صالح تحقق يافت انسان به حيات طيّبه دست می يابد.مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَياةً طَيِّبَةً وَ لَنَجْزِيَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ ما كانُوا يَعْمَلُون»[4] يعنی " هرمرد و زنی عمل صالح انجام دهد در حالی که مؤمن است ، به آنها حيات طيّبه خواهيم داد و بهتر از اعمالی که انجام داده اند پاداش عطا خواهيم کرد".

خطبه دوّم

يادی از حضرت مهدی

امام صادق (عليه الّسلام ) فرمودند:« المهدی سمح بالمال ، شديد علی العمال ، رحيم بالمساکين»[5] يعنی " امام بخشنده ای است که مال را به وفور می بخشد ، بر کارگزاران و مسئولان دولت خويش بسيار سخت می گيرد و بر بينوايان بسيار رئوف و مهربان است".

هفته بسيج

5 آذر سالروز تأسيس نهاد بسيج به فرمان حضرت امام است. تيزبينی اما ودرايت آن رهبر فرزانه و مجاهد و دشمن شناسی امام راحل ، منشأ تولد بسيج گرديد. بدون شک يکی از بزرگترين نعمتهای الهی در اين انقلاب اسلامی تولد بسيج وفرهنگ بسيجی است. شما تاريخ حيات پرثمر اين فرزند برومند انقلاب را مطالعه کنيد خواهيد ديد سراسر عزت واقتدار و معنويت است.

بدون ترديد حيثيت امروز نظام اسلامى، مديون بسيج و حضور همه جانبه شيردلان بسيجى در عرصه‏هاى صيانت از آرمان‏هاى نظام اسلامى است. بسيجى به فرموده حضرت آيت الله خامنه‏اى فرمانده كل قوا «بسيج يك حقيقت است اما شبيه افسانه‏هاست. بسيج براى جوانان شورآفرين است، براى دوستان اميد آفرين و براى دشمنان بيم آفرين.»

امام خمينى (ره) بسيج را اين گونه تعريف كرده‏اند «بسيج شجره طيبه و درخت تناور و پر ثمرى است كه شكوفه‏هاى آن بوى بهار وصل و طراوت يقين و حديث عشق مى‏دهد، بسيج مدرسه عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامى‏است كه پيروانش بر گلدسته‏هاى رفيع آن، اذان شهادت و رشادت سر داده‏اند. بسيج ميقات پا برهنگان معراج انديشه پاك اسلامى است كه تربيت يافتگان آن، نام و نشانى در گمنامى و بى‏نشانى گرفته‏اند.»

ما اگر بخواهيم حقيقت چيزی را بشناسيم ، لازم به شاخصه های آن توجه کنيم. شاخصه های بسيج عبارتد از:

1- پيوند و بيعت با ولايت: از حضرت محمد(صلى الله عليه وآله) و حضرت على(عليه السلام) تا حضرت مهدى(عج) و در زمان غيبت با ولايت فقيه. آن کسی می تواند مصداق بسيج گردد که با رسول خدا و حضرت علی (عليه الّسلام ) بيعت نموده است که در اطاعت محض آنها باشند. ودر دوران غيبت نيز ولی فقيه پرچم دار رهبری است و بسيج با آن پرچم دار ولايت بيعت نموده است.

2- ايمان و اخلاص: تفكر بسيجى بيش از هر چيز بر ايمان خالص و محض به غيب مبتنى است؛ ايمان به الله با همه اسما و اوصاف جمال و جلالش بدون ذره‏اى ترديد يا شرك.بسيج نه برای دنيا می جنگد و نه دنبال قدرت دنيای است بلکه او همه را برای خدا می خواهد و هرکس در اين مسير نباشد از کاروان بسيجان در عقب است.

3- حريت در عبوديت: در اين مكتب، بندگى نه از روى طمع و نه از روى‏خوف بلكه از روى آزادگى و عشق به معبود است؛ همان گونه كه اميرمومنان(ع) در وصف خويش بيان فرمود، لذا بسيجى بنده رب است نه بنده زر و زور؛ چه او شرافتمندتر از اين است كه غير از اين باشد.

4- اطاعت آگاهانه: از آنجا كه بسيج در اصل خود تبلور آيه شريفه «اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولى الامر منكم» (نساء 59) است، بدون ترديد اطاعت و فرمانبردارى آگاهانه در تفكر بسيجى جايگاه منحصر به فردى را به خود اختصاص مى‏دهد زيرا در تفكر بسيجى، عنايت نهايى براى انسان، كسب رضايت معبود است و چنين غايتى جز با فرمانبردارى مطلق از اوامر الهى كه همانا عمل به تكليف معين شده از سوى امام و ولى فقيه در زمان غيبت است، حاصل نمى‏شود.

اطاعت از فرماندهى از بديهى‏ترين ويژگى‏ها و آشناترين شاخصه‏هاى رزمندگان است كه يك روز نداى هل من ناصر حسين زمانه را با ترك مال و منال و جاه و مقام و درس و مدرسه پاسخ دادند و روز ديگر جام زهر پذيرش قطعنامه را به امر فرمانده عزيزشان بر خويش گوارا كردند و سپس بلافاصله براى خرد كردن دندان تهاجم خائنان منافق و صدام پليد «مرصاد» را آفريدند و ثابت كردند آن كس كه بسيجى است چون موم در دست فرمانده به‏حق خود نرم و انعطاف پذير است و انعطاف پذيرى در برابر فرمان حق، خصلت خاص همه صاحبان تفكر بسيجى است.

5- عدالتخواهى: از مهمترين ويژگى‏هاى تفكر بسيجى عدالتخواهى همه جانبه است در همه ابعاد اجتماعى، حقوقى، اقتصادى، سياسى و اخلاقى.عدالت يعنی رفتار بر طبق قانون. بسيجی که فلسفه وجودش حاکم نمودن قانون است خود مطيع محض قانون است.

بسيجى تفسير عدالت حضرت على(عليه السلام) است كه به قيمت تمام جهان، حاضر نيست به قدر گرفتن پوست جويى از دهان مورچه‏اى به كسى ستم كند اگرچه آن كس دشمن او باشد.

وفرمودند:«وَ اللَّهِ لَوْ أُعْطِيتُ الْأَقَالِيمَ السَّبْعَةَ بِمَا تَحْتَ أَفْلَاكِهَا عَلَى أَنْ أَعْصِيَ اللَّهَ فِي نَمْلَةٍ أَسْلُبُهَا جُلْبَ شَعِيرَةٍ مَا فَعَلْتُهُ »[6] يعنی " سوگند به خدا، اگر همه كره زمين را با آنچه كه زير افلاك آن است، بمن بدهند كه خدا را با گرفتن پوست جوى از دهان مورچه‏اى معصيت نمايم، چنين كارى را نخواهم كرد".

وفرمودند:« به خدا سوگند اگر شب را روی خارهای سعدان به سر ببرم ، و يا با غل و زنجير به اين سو و آن سو بکشند، خوش تر دارم تا اينکه روز رستاخيز بر خدا و رسول (صلی اللّه عليه وآله) درآيم، در حالی که به يکی از بندگانش ستمی کرده و يا پشيزی از مال مردم را به غصب گرفته باشم"[7].

حضر امير ( عليه الّسلام) می فرمايند:«وَ لَقَدْ أَصْبَحَتِ الْأُمَمُ تَخَافُ ظُلْمَ رُعَاتِهَا، وَ أَصْبَحْتُ أَخَافُ ظُلْمَ رَعِيَّتِي‏»[8]يعنی " مردم از ستم حاکمان خود می‏ترسند و من از ستم رعيّت خويش در هراسم.

6- ظلم ستيزى: بسيجى مصداق فرياد عادل‏ترين مظلوم و مظلوم‏ترين عادل خلقت يعنى فرياد «كونوا للظالم خصما و للمظلوم عونا» اميرمومنان (عليه السلام) است. بسيجى فرمانبردار امامى است كه فرمود: «ما تا آخر در كنار مظلومان جهان مى‏ايستيم و با ظالم مى‏جنگيم» و در ميدان مبارزه با ظلم، لبه تيز شمشير خود را متوجه ريشه همه مظاهر فرهنگى، حقوقى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى ستمگران مى‏كنيم و تا قطع تمامى آن ريشه‏هاى متعفن از پا نخواهيم نشست.

7- شهادت‏طلبى عاشقانه: اشتياق غرقه شدن در خون خود همواره بزرگترين آرزوى اولياى الهى بوده است و «فزت و رب الكعبه» زبان حال همه عاشورائيانى است كه يك عمر استغاثه براى توفيق شهادت در راه خدا را پيشه خود مى‏ساختند و در انتظار آن بيتابانه لحظه شمارى مى‏كرده‏اند.

8- ايثارگرى كريمانه: هرچند ايمان خالص به غيب، اين باور را كه انسان هرچه را در اين دنياى مادى در راه خداوند از دست بدهد در واقع حقيقت آن را در اعلا مرتبه‏اش به دست آورده است، در تفكر بسيجى، ايثارگرى معناى گسترده‏ترى دارد و آن از خودگذشتگى است به تمام معنا. همه چيز براى رضاى خداوند در طبق اخلاص گذاشته مى‏شود.

چنين تفكرى انسان را تا آن اندازه متعالى مى‏كند كه حاضر مى‏شود در گمنام‏ترين وضعيت دنيوى، در اوج بى‏توقعى و وارستگى از همه چيز خود بگذرد و چون امام حسين(عليه السلام) با زمزمه «رضا برضاك» پاى در ميدانى مى‏گذارد كه در نظر خلايق چيزى جز دام بلا و مصائب نيست.

9- زهد و قناعت: پس از روشن شدن ارتباط عميق ايثارگرى با تفكر بسيجى‏ديگر نمى‏توان آن را منهاى زهد و قناعت تصور كرد زيرا اساس اين تفكر بر چيزى است كه حتى سايه رفاه طلبى، راحت طلبى، شكمبارگى، اسراف، تبذير، تجمل پرستى و دنيادوستى در قاموس آن راه ندارد.

بسيجى هنوز تصوير خانه گلى امام على (عليه السلام) و اتاق كوچك امام خمينى(ره) و حسينيه بى‏تجمل جماران را بر لوح دل خويش دارد و مى‏داند كه تفكر بسيجى يعنى عزم راسخ مبارزه و اين عزم همان طور كه امام بسيجيان فرمودند با رفاه طلبى و راحت طلبى هرگز سرسازش ندارد.

10- تواضع و صميميت: اصولا آنچه بوى تكبر و خودبينى مى‏دهد هزاران سال از فرهنگ متعالى بسيج و تفكر بسيجى فاصله دارد زيرا بسيجى پيش از هر چيز همه سدهاى منيت و خودبينى را در هم شكسته است او در ميان اسماى الهى محو و در ميان بندگان خدا ناشناس است. او علو و مرتبت را از آن خدا مى‏بيند و اسوه‏اى دارد كه هرگاه تازه واردى بر جمع او و يارانش وارد مى‏شد، نمى‏توانست بدون راهنمايى ياران ديگر او را از ديگران بازشناسد (سنن النبى علامه طباطبايى) او سردار رشيدى چون مالك اشتر داشته است كه از شدت تواضع،جاهلان بر او جسارت مى‏كردند و او با كرامت آنان را دعاكرد.

11- شاخصه‏هاى ديگرى نظير عزت نفس، گمنامى و دورى از شهرت طلبى، مديريت و تدبير شايسته، غيرت و جوانمردى، تعهد و وفادارى، صبر و پايدارى، ترحم و نوع دوستى حتى با دشمنان، عبادت و استغاثه به درگاه خداوند، تكبر در برابر استكبار و... نيز همگى درفرهنگ و تفكر بسيجى از درخشندگى خاصى برخوردارند كه به جهت رعايت اختصار از بيان آن‏ها پرهيز مى‏شود.

12- صلابت و كوبندگى: تفكر بسيجى آنگاه كه دفاع از كيان اسلام و عزت مسلمين و حقوق مستضعفين در ميان باشد، صيقل دهنده شمشير عدالتجو و ظلم ستيز رزمندگان و استحكام بخش گام‏هاى استوار همراهان و ياران رسول الله خواهد بود. چه اينان در كنار رسول الله(صلى الله عليه و آله) اشداء على الكفار (فتح، 21) هستند و نامشان چون نام مولايشان لرزه بر اندام منحرفان و مفسدان مى‏اندازد

13- ابتكار و خلاقيت: طراحى خندق در نبرد احزاب، آنگاه كه جمعيت مومنان در محاصره سهمگين كفار و مشركين قرار داشتند، نشان داد كه عنايت الهى چگونه اذهان اهل ايمان را به نور خود پويا مى‏كند و البته اين امر بديهى است. او خود وعده فرمود: «ان تتقوا الله يجعل لكم فرقانا». (انفال، 29) او كه به اهل تقوا شناخت عالى از همه رموز خلقت مى‏دهد، طبيعى است كه كشف رموز جهان مادى در چنين مكتبى براى اهل ايمان و تقوا بسيار پيش پا افتاده خواهد بود.

14- شجاعت و دلاورى: حركت شجاعانه پيامبراكرم(صلى الله عليه و آله) در صفوف مقدم نبرد با دشمنان، مبارزه يك تنه حضرت امير(عليه السلام) با قوى‏ترين پهلوان عصر خويش آنجا كه يك ضربت او بر همه عبادات جن و انس برترى يافت و ايستادگى شجاعانه مظلومان كربلادر برابر سپاه بى‏شمار قساوت پيشگان يزيدى همه و همه برگ‏هاى زرينى از پرونده درخشان شجاعت‏هاى اعجاب‏انگيز تربيت شدگان مكتب اسلام ناب يعنى تفكر بسيجى است. نبرد تن با تانك، نبرد نوجوانان دريادل بسيجى با رزم‏ديده‏ترين فرماندهان دشمن و نبرد پابرهنگان جانباخته با ميدان‏هاى بى‏ترحم مين و انفجار، پيشروى به قلب دشمن زيرباران آتش دشمن و بالاخره نبرد بدن با فولاد و آتش، جملگى آثار انكارناشدنى تحولى هستند كه تفكر بسيجى در همه معيارهاى محاسباتى انسان مومن پديد آورد.



[1] - توضيح‏نهج‏البلاغة، ج 3، صفحه‏ى 349 - في‏ظلال‏نهج‏البلاغة ،ج 1، صفحه‏ى 22

[2] - توضيح‏نهج‏البلاغة، ج 3 ، صفحه‏ى 350

[3] - نهج البلاغه ،خ1

[4] - نحل 97

[5] - الملاحم و الفتن ص137

[6] - نهج البلاغه ، خ 224 ، مستدرك‏الوسائل 13 211

[7] - نهج البلاغه خ224

[8] - نهج البلاغه ، خ97- بحارالأنوار ، علامه مجلسی ، ج34 ، ص 81

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین