خطبه های نماز جمعه مورخه 17/08/1387 PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۳۰

خطبه های نماز جمعه مورخه 17/08/1387

خصلت منافقين

بحث ما در آيه 204 سوره مبارکه بقره است به گفته بعضى از مفسران ، خداوند منافقين را به پنج وصف در آيات مورد بحث توصيف كرده است:

نخست اينكه : سخنانى فريبنده دارند،بطوريکه پيامبر اکرم (صلی اللّه عليه وآله وسلّم) از آنها واهمه دارد که می فرمايد:« وَ لَكِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ مُنَافِقِ الْجَنَانِ عَالِمِ اللِّسَانِ يَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ يَفْعَلُ مَا تُنْكِرُونَ»[1] يعنی " امّا ترس من برای شما از منافق زبان بازی است که مطابق اعتقادات شما سخن می گويد و برخلاف آنچه معتقديد عمل می کند".

ديگر اينكه درون قلب آنها آلوده و تاريك است ،همان سياست نفاق دل آنها را تاريک نموده است.

سوم اينكه سرسختترين دشمنانند، که قرآن در باره آنها می فرمايد: ) وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ( يعنی "آنها سرسخت ترين دشمنان اسلام هستند". کلمه « لدّ » به معنای خصومت زياد است و کلمه « الدّ » به کسی گفته می شود که شديدترين خصومت را دارد.

چهارم اينكه به هنگامى كه زمينه اى پيش آيد ، نه بر انسان رحم مى كنند و نه بر حيوان و زراعت ،) وَ إِذا تَوَلَّى سَعى فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَ يُهْلِكَ الْحَرْثَ وَ النَّسْلَ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ ( يعنی " وقتی قدرت ورياست يافت برای فساد در زمين و نابودی زراعتها و نسل کوشش می کندو خداوند فساد را دوست ندارد".

پنجم اينكه بر اثر غرور و نخوت ، اندرز هيچ ناصحى را پذيرا نيستند. ) وَ إِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالْإِثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَ لَبِئْسَ الْمِهادُ ( يعنی " هنگامی که به او گفته می شود از خدای متعال بترس و تقوا را رعايت کن ،  غرور ناشی از عزّت متوهم، او را به گناه می کشاند. پس آتش دوزخ برای آنها کافی است وچه بد جايگاهی است".

در برخی از احاديث نيز خصوصيّاتی برای منافقين شمرده است که به بعضی از آنها اشاره می شود:

1- امام باقر عليه الّسلام فرمودند:« بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ يَكُونُ ذَا وَجْهَيْنِ وَ ذَا لِسَانَيْنِ يُطْرِي أَخَاهُ شَاهِداً وَ يَأْكُلُهُ غَائِباً إِنْ أُعْطِيَ حَسَدَهُ وَ إِنِ ابْتُلِيَ خَذَلَهُ »[2]يعنی " چه بد بنده ای است کسی که دو رو ودو زبان باشد. در حضور برادرش او را بستايد و در غيابش از وی بد گوئی کند. اگر نعمتی به او عطا شود ، بر وی حسادت ورزد و اگر گرفتار آيد او را تنها گذارد".

2- باز آن امام همام می فرمايند:« بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ هُمَزَةٌ لُمَزَةٌ يُقْبِلُ بِوَجْهٍ وَ يُدْبِرُ بِآخَرَ»[3] يعنی " چه بد بنده ای است بنده بدگوی عيبجوی ، در حضور انسان بگونه ای است و در پشت سر انسان گونه ديگر".

يک نکته يادگاری عرض کنم و آن اينکه اگر انسان ايمانش ضعيف باشد در صورت نداشتن قدرت ترسو، چاپلوس ،رياکار و اخلاقی می شود ولی اگر قدرت پيدا کند فرد ديکتاتور ، مستبد و بسيار بد اخلاق می گردد. واگرحکومت از نظر اقتدار ضعيف باشد کفرو شرک در کنارش خواهد بود واگر با اقتدار باشد منافق در دامنش تربيت خواهد يافت به همين دليل حکومتهای مقتدر بايد بيش ار دشمن ظاهری از منافق صفتان مواظب باشد.

خطبه دوّم

سالروز ولادت امام رضا ( عليه الّسلام)

امام هشتم حضرت علی بن موسی الرضا ( عليه الّسلام) در 11 ذيقعده سال148 در مدينه متولد شد.مادرامام رضا ( عليه الّسلام) نجمه خاتون نام داشت وقتی حضرت را بدنيا آورد نامش را طاهره گذاشتند. ايشان در سن 35 سالگي پس از شهادت پدربزرگوارشان عهده‌دار مسئوليت امامت ورهبري شيعيان گرديدند.

فضليت امام رضا (عليه الّسلام ) برای احدی پوشيده نيست ولی آنچه در زندگانی امام بسيار حائز اهميّت است ولايتعهدی آنحضرت است که چطور وچرا آن حضرت ولايتعهدی شخصی مثل مأمون را پذيرفتند؟

مأمون از نظر زيرکی و مکر معاويه بنی عباس بود ، وی آنقدر باهوش بود که رفتاری با امان انجام داد که حتی برخی از شيعيان تصور می کنند او نسبت به شعيان مهربان بوده است.

مأمون ، امام را به خراسان دعوت نمود وبه او پيشنهاد خلافت داد ولی هدش اين نبود که خلافت را به امام بدهد بلکه او از آين کار چندين هدف را دنبال می کرد:

1- شيعيان همواره با بهره‏گيرى از دو ويژگى «مظلوميت» و «قداست» در پوشش تقيه به مبارزه مى‏پرداختند و مأمون مى‏خواست اختفا و استتار را از اين مبارزه گرفته امام را به ميدان سياست بكشاند. اگر امام وارد حکومت می شد ديگر مظلوميت وقداست معنی نداشت.

2- تخطئه مدعاى شيعيان مبنى بر غاصبانه بودن خلافتهاى اموى و عباسى و مشروعيت دادن به آن‏ها. اگر آن خلافتها مشروع نيست چرا امام خلافت را پذيرفته است. پس تمام سخنان شيعه در مورد خلافت بنی عباس و بنی اميه درست نيست.

3- زير سؤال بردن ادعاى زهد و پارسايى و بى‏اعتنايى ائمه به دنيا.

4- در كنترل گرفتن فعاليتهاى مبارزاتى امام و ياران آن حضرت.

5- ايجاد فاصله بين امام و مردم به‏واسطه مأموران حكومتى و كمرنگ كردن صيغه عطوفت حضرت و عامه مردم.

6- كسب وجهه و حيثيت معنوى براى خود در ميان شيعيان.

7- تبديل كردن امام به توجيه‏گر دستگاه خلافت.

چنان‏كه مشاهده مى‏شود اين تدبير به قدرى پيچيده و عميق است كه يقيناً هيچكس جز مأمون نمى‏توانست آن را به خوبى هدايت كند و بدين جهت دوستان و نزديك مأمون و حتى شخصى مانند فضل بن سهل وزير و فرمانده كل نيز از ابعاد و جوانب آن بى‏خبر بوده‏اند. اما موضوع مهم آن است كه چه عاملى موجب شد اين همه تدبير و كياست طرفى نبسته به تيرى كه خود مأمون هدف گرفته شد تبديل گرديد.

تدابير امام رضا(ع) در مواجهه با سياسى‏كارى مأمون‏

به‏طور خلاصه فهرست اين تدابير را مى‏توان بدين ترتيب بيان نمود:

1- ايجاد فضاى كراهت نسبت به اين پيشنهاد و سفر به مرو در مدينه‏

طوری امام از مدينه خارج شد که به همه فهماند اين سفر سفر شهادت از نه رسيدن به خلافت.

2- استنكاف شديد از پذيرش ولايتعهدى تا قبل از تهديد به قتل از سوى مأمون، دست‏اندركاران حكومت نيز ناشيانه عدم قبول امام را نقل كردند تا جايى كه فضل بن سهل مى‏گويد من هرگز خلافت را اين چنين خوار نديدم كه مأمون آن را به على بن موسى الرضا تقديم مى‏كند و او دست رد به سينه مأمون مى‏زند.

3- شرط امام مبنى بر عدم دخالت در هيچ يك از شؤون حكومت. وبا اين شرط عدم مشروعيت حکومت بنی عباس را رساند.

4- بهره‏بردارى امام از فرصت پيش آمده در جهت آشكار و برملا نمودن پيام شيعه با استفاده از تريبون خلافت.

از اين نظر تمامى مناظراتى كه مأمون با قصد شكستن عظمت علمى امام به راه مى‏انداخت به فرصتى بى‏نظير تبديل مى‏گردد تا كار به آنجا منتهى شود كه فضائل اهل بيت(ع) بر منابرى كه سالها در آن‏ها مورد دشنام قرار مى‏گرفتند با عظمت ياد شود و قصائد فراوانى از سوى كسانى همچون دعبل و ابونواس زبان به زبان در ميان مردم پخش گردد. حتى حضرت به اين هم اكتفا ننموده از طريق نوشته‏هايى همچون «جوامع الشرايع» اين عقايد را به شكل صريح و همگانى اعلام مى‏فرمايد.

5- استفاده امام از فرصت پيش آمده در جهت تقويت بعد ارتباطى با عموم مردم و دورى از پيرايه‏هاى مسرفانه حكومت. اين بُعد از برخورد امام از همان ابتداى سفر از مدينه آغاز شد و على رغم مسيرى كه مأمون براى اين سفر در نظر گرفته بود تا به شهرهاى معروف به محبت اهل بيت مانند كوفه و قم بر نخورد، در اهواز، بصره و در شكلى ممتاز در نيشابور خودنمايى كند.

6- تقويت زمينه تاخت و تاز به خلافتهاى غاصبانه در ميان ياران امام. بر اين اساس نه تنها ولايتعهدى حضرت به سكوت و سازش مبارزان نيانجاميد بلكه شورشگران پيشين مورد تجليل كارگزاران حكومت قرار گرفتند و افرادى همچون دعبل كه سالها دار خود را بر دوش حمل مى‏كرد و در ميان شهرها و آباديها سرگردان و فرارى مى‏گذرانيد، توانست مطالب خويش بر ضد دستگاه خلافت اموى و عباسى را به گوش همگان برساند. و...

آنچه به عنوان جمع‏بندى مى‏توان گفت، وضعيتى است كه پس از اين دوران به‏وجود آمد. وضعيتى كه عدم شناخت و حتى بغض اهل بيت در آن مبدل به شايستگى تمام عيار در علم و تقوا و خويشى پيامبر و حتى خلافت، تبديل و زبانها به ستايش همه‏جانبه آن‏ها گشوده شده بود.

بالاخره کار به جائی رسيد که مأمون امام را نتوانست تحمل کند و از مکر وحيله دشت کشيد و را پدرش را انتخاب و امام رضا (عليه الّسلام ) به شهادت رساند.

توافقنامه امنيتى بغداد - واشنگتن

توافقنامه امنيتى بغداد - واشنگتن همچنان با مخالفت گسترده مردمى، احزاب و گروه‏هاى سياسى، قومى و نمايندگان مجلس و مقامات عراقى مواجه شده است.

آيت‏الله سيستانى و ساير مراجع دينى عراق چهار شرط را براى تأييد توافقنامه امنيتى عراق و آمريكا اعلام كرده‏اند. اين چهار شرط، شفافيت در توافقنامه، اجماع ملى براى امضاى‏آن،تصويب و تأييد پارلمان عراق و داشتن بندهايى براى تضمين تماميت و استقلال عراق عنوان شده است. هيچ‏كدام از اين شرايط تاكنون محقق نشده است و تاكنون هيچ پيش‏نويس نهايى براى ارائه به مردم عراق و پارلمان اين كشور وجود ندارد. هر چه از زمان اشغال عراق توسط نيروهاى آمريكايى مى‏گذرد، ادعاهاى‏دروغين دموكراسى آشكارتر مى‏گردد و اهداف پليد آمريكا براى سلطه بيشتر روشن‏تر مى‏شود. در همين ارتباط است كه مى‏بينيم على‏رغم پايان مهلت حضور آمريكا با مجوز شوراى امنيت، آمريكايى‏ها خود را به آب و آتش مى‏زنند تا با تحميل توافقنامه‏اى ذلت‏بار و ننگين، نقشه شوم خود را براى حضور بلند مدت در عراق عملى سازند. اما همانگونه كه شاهد هستيم با ايستادگى مردم، دولت، مجلس و مراجع و علماى عراق اين توافقنامه امضا نشده و آمريكايى‏ها تاكنون به اين هدف شوم خود دست نيافته‏اند. در واقع اين مراجع و مردم عراق هستند كه مى‏خواهند درباره مفاد توافقنامه تصميم بگيرند. در نتيجه اين مقاومت و ايستادگى دليرانه است كه آمريكايى‏هاى مدعى دموكراسى به شيوه تهديد روى آورده‏اند .آمريكا در جديدترين اقدام، پيامى به‏شدت تهديدآميز براى سران بغداد فرستاده و در آن تأكيد شده است، در صورتى كه عراق توافقنامه امنيتى را امضا نكند، بر اثر قطع حمايت آمريكا از عراق، امنيت، اقتصاد و نهادهاى دولتى اين كشور از بين مى‏رود.اما از اين طريق هم طرفى نخواهند بست. مردم عراق مثل مردم ژاپن و كره جنوبى نيستند كه هر بلايى سر آن‏ها بيايد حتى به قيمت از دست دادن شرافت خود ساكت بنشينند و دم فرو بندند. اشتباه آمريكايى‏ها اين است كه هنوز اسلام را درك نكرده‏اند تا بفهمند مردم مسلمان تا چه اندازه آماده ايثار و فداكارى در راه اسلام و قرآن هستند



[1] - بحارالأنوار، ج33،ص588

[2] - الكافي     2     343    باب ذي اللسانين .....  ص : 343

[3] - وسائل‏الشيعة     12     258    143- باب تحريم كون الإنسان ذا وجهين

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین