خطبه های نماز جمعه مورخه 10/08/1387 PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۲۹

خطبه های نماز جمعه مورخه 10/08/1387

انسان از حرف تا عمل

در آيه شريفه 204 سوره مبارکه بقره که مورد بحث ماست ، خدای متعال به دو دسته از انسانها اشاره می کند که يکی در مرتبه نزول انسانيّت وديگری در مرتبه عالی صعود قـرار گـرفته است. يکی چنان بی مهابا سخن می گويد که پيامبر خدا (صلی اللّه عليه و آله وسلّم) را به تعجب وا می دارد و از عمل چيزی ندارد و ديگری چنان بی مهابا وارد ميدان عمل می شود که حتی جان خودش را در راه جلب رضايت خدا تقديم می کند.

يـک دسته را ايـنگونه توصيف می کند که : ) وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ( يعنی " برخی از مردم کسانی هستند که گفتار آنها در زندگی دنيا مايه اعجاب تو می شود يعنی چنان سخنان شيوا و شعارها و وعده های خوب و جذاب دارند که حتی تو را با اينکه پيامبر خدا هستی به تعجب وا می دارند.

برخی از انسانها که هنر انجام عمل صالحی ندارند ولی جهت تکاثر اموال و جمع آوری ثروت و حفظ موقعيّت ويا برای بدست آوردن شهرت ، به قدرت زبان وظاهر سازی و فريب کاری پناه می برند. آنها باتوجه به مقتضيات زمان ظاهرسازی می کنند وسخن سرائی می نمايند وسيرت خود را زير چتر صورت ، ونيّت خود را پشت سر زبان ، پنهان می سازند.

ما در تاريخ اسلام افرادی را می بينيم که در زمان تنهائی پيامبراسلام صل الله عليه و آله وسلم که مورد آزار واذيّت کفّار و مشرکين بود ، در زمره کافران بودند و برعليه پيامبر شمشير می کشيدند ، ولی هنگامی که پيامبر قدرت پيدا نمود ، گرچه در باطن آنها تحوّلی د ايجاد نشد ولی در ظاهر متحول شدند وبه صف مسلمين پيوستند. آنها چتر چاپلوسی وريا به سرگرفتند و لباس اسلام به تن نمودند وعصای نفاق را رفيق راهشان کردند ؛ با فريبکاری سخن گفتند تا مسلمانان را بفريبند واز مزايای آنها استفاده کنند. اگر کسی در اعتقاد آنها شکّ می کرد فوراً خدای متعال را بر ايمان خود گواه می گرفتند.

توطئه آنها از هر دشمنی برای اسلام ومسلمين پرخطر بود. بنابر اين می بينيم همين گروه با ياری برخی ديگر چه مصيّبتی بر سر اسلام آوردند. به همين دليل است که پيامبر اسلام صل الله عليه و آله وسلم از آنها اظهار نگرانی می کند ومی فرمايد:« إِنَّ أخوَفَ ما أخافُ عَليكُم بَعدي كُلُّ مُنافِقٍ عَليمِ اللسان»[1] يعنی " بيشترين ترس من برای شما پس از خودم ، از منافقان زبان باز است". يعنی کسانی که در دل و باطن خود با شما نيستند و برعليه شما فعاليّت می کنند ولی از زبان تيز و گويايي برخوردارندکه می توانند با آن ،هرفردی را فريب دهند و گمراه نمايند. يا آنحضرت در جای ديگر می فرمايد:« إِنِّي لَا أَخَافُ عَلَى أُمَّتِي مُؤْمِناً وَ لَا مُشْرِكاً أَمَّا الْمُؤْمِنُ فَيَمْنَعُهُ اللَّهُ بِإِيمَانِهِ وَ أَمَّا الْمُشْرِكُ فَيَقْمَعُهُ اللَّهُ بِشِرْكِهِ وَ لَكِنِّي أَخَافُ عَلَيْكُمْ كُلَّ مُنَافِقِ الْجَنَانِ عَالِمِ اللِّسَانِ يَقُولُ مَا تَعْرِفُونَ وَ يَفْعَلُ مَا تُنْكِرُونَ»[2] يعنی " همانا من بر امتم نه از مؤمن می ترسم و نه از مشرک ، زيرا مؤمن را خداوند بواسطه ايمانش جلوگيری می کند و مشرک را خداوند بسسب شرکش از پای در می آورد. امّا ترس من برای شما از منافق زبان بازی است که مطابق اعتقادات شما سخن می گويد و برخلاف آنچه معتقديد عمل می کند".

سوء استفاده از نام خدا

اين آية شريفه می فرمايد ، يکی از ويژگيهای منافقين اين است که برای فريب دوستان خدا ومؤمنين از نام مقدس خدا استفاده می کنند وبرای اينکه بگويند ما نيز مانند شما ايمان آورده ايم می گويند خدا بر ايمان ما گواه است. خداوند در اين خصوص می فرمايد : ) وَ يُشْهِدُ اللَّهَ عَلى ما فِي قَلْبِهِ( يعنی خداوند را بر آنچه در دل دارد گواه می گيرد. در سوره منافقين نيز می فرمايد: ) إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ ([3]يعنی " وقتی منافقين پيش تو می آيند می گويند: ما شهادت می دهيم که تو رسول خدا هستی. خدای متعال می داند تو رسول خدا هستی ولی خدای عالم شهادت می دهد که منافقين در گفتار خود دروغ می گويند.( در شهادت به نبوت تو صادق نيستند)". و در سوره بقره نيز می فرمايد:) وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ)[4] يعنی " منافقين هنگامی که مؤمنين را می بينند به آنها می گويند ما نيز ايمان آورده ايم ولی هنگامی که با شياطين خودشان خلوت می کنند می گويند : ما با شما هستيم و آنها را مسخره می کنيم".

آنها اين سياست را دستور خود قرار داده اندکه برای حفظ مطامع ومنافع خود دو روئی را پيشه خود کنند وباطن خود را که عداوت ودشمنی با اسلام ومسلمين است ، آشکار نکنند و آن را در پس پرده چاپلوسی و اظهارات نادرست مخفی نمايند. خداوند متعال از درون آنها اينگونه تعبير می آورد که ) وَ هُوَ أَلَدُّ الْخِصامِ( يعنی "آنها سرسخت ترين دشمنان اسلام هستند". کلمه « لدّ » به معنای خصومت زياد است و کلمه « الدّ » به کسی گفته می شود که شديدترين خصومت را دارد.

البته بايد به اين نکته توجّه کنيم که سياست نفاق که از صدر اسلام شروع شده است، مخصوص آن زمان نبوده ودر آن زمان محصور نشده است ، بلکه در تمام اعصار با چهره های محتلف خود را نشان داده است. گاهی با تکيه بر مسند خلافت خود را خليفة رسول خدا صل الله عليه و آله وسلم خوانده و در خلوت تيشه به ريشه اسلام زده است وعداوت با پيامبر را با شهيد کردن اهلبيت پيامبر به نمايش گذاشته است. خود را متّقی ومتديّن نشان داده با مردم نماز جماعت خوانده و برای آنها امامت کرده است ؛ ولی در باطن به شربخواری وشيّادی و هوسبازی مشغول شده است.

اين منافقين در ميان مردم برای حفظ حکومت خود ، از فضايل رسول خدا صل الله عليه و آله وسلم سخن گفتند و خدمات ناچيز خود را به رخ مردم کشيدند ، اما در پنهانی سيرت وسنّت پيامبر را کوبيدند و اموال مردم را غارت نمودند.

بنام خلفيه رسول خدا صل الله عليه و آله وسلم آتش به خانه فاطمه زدند و دست خليفه بلافصل پيامبر را بستند. و بنام خليفه رسول خدا صل الله عليه و آله وسلم  ، امام حسين عليه الّسلام را خارجی ومرتّد معرفی کردند ، او ، برادر وفرزندانش را با فجيع ترين وضعيّت به شهادت رساندند و خانواده او را به اسارت بردند. بنام خليفه رسول خدا فرزندان آنحضرت را تبعيد ، شکنجه و شهيد نمودند.

امروز برای شناخت چهره منافقين ، لازم است به اعمال آنها بنگريم و فريب شعارهای زيبای آنها را نخوريم. آن کسی مسلمان وپايبند به اسلام است که اعتقادات او در عرصه عمل خود را نشان دهد نه شاعرانه سخن گويد ودر هنگام امتحان و آزمايش قافيه ببافد.

خطبه دوّم

ولادت حضرت فاطمه معصومه

اوّل ذي القعده روز ولادت فاطمه فاطمه کريمه اهلبيت (عليهم الّسلام ) و 11ذي القعده روز ولادت امام رضا (عليه الّسلام ) است که ده اوّل ذي القعده را دهه کرامت نامگذاری کرده اند.

بنده ولادت حضرت فاطمه معصومه را خدمت تمام شيفته گاه اهل بيت تبريک عرض می کنم. حضرت معصومه برکات بی شماری برای کشور ما داشته است که امروز مانند ماه شب چهارده می تابد همانطوريکه برادر بزرگوارش ثامن الحجج حضرت علی بن موسی الرضا (عليهما الّسلام ) مانند خورشيد تابناک بر کشور اسلامی ايران می تابد.

همين روز روز دختران ناميده شده است. در زمان قبل از اسلام داشتن دختر ننگ بود. قرآن می فرمايد:« وَ إِذا بُشِّرَ أَحَدُهُمْ بِالْأُنْثى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَ هُوَ كَظِيمٌ»[5] در حالی که دختر يکی از نعمتهای بزرگ الهی است. پيامبر اکرم (صلی اللّه عليه و آله وسلم) فرمود:« مَنْ كَانَ لَهُ أُخْتَانِ أَوْ بِنْتَانِ فَأَحْسَنَ إِلَيْهِمَا كُنْتُ أَنَا وَ هُوَ فِي الْجَنَّةِ كَهَاتَيْنِ وَ أَشَارَ بِإِصْبَعَيْهِ السَّبَّابَةِ وَ الْوُسْطَى »[6]

مردي صاحب دختر شد ، امام صادق (ع) او را ناراضي ديد به او فرمود: اگر خداوند به تو الهام و ابلاغ مي فرمود كه من براي تو فرزند انتخاب كنم يا تو براي خودت انتخاب كن تو در جواب چه مي گفتي؟

عرض كرد، مي گفتم: پروردگارا تو براي من فرزند انتخاب فرما، آنگاه امام صادق (ع) فرمود: خداوند براي تو دختر انتخاب نمود.

سپس فرمود: آن پسري كه عالم همراه با موسي (ع) - حضرت خضر (ع) - او را كشت بدل و عوضي را كه خداوند به پدر و مادر او عطا فرمود، دختر بود كه منشأ پيدايش چندين پيامبر (ع) شد[7].

اما چيزی که هست ما دختران خودمان را با آداب ورسوم غلط دچار مشکلات فراوان می کنيم. در دوران کودکی پسران را بر دختران ترجيح می دهيم در هنگام ازدواج زمينه مناسب را فراهم نمی کنيم با تحميل هزينه سنگين بر داماد، اسباب ناراحتی دختران را فراهم می کنيم بين پسر و دختر فرق می گذاريم وقتی دختر ازدواج نمود از حمايتهای خود خارج می کنيم.

از طرف ديگر دختران ما شديدا مورد تهاجم هستند بايد خودشان مواظب باشند به زنان ودختران عزيزمان اعلام می کنم امروز دنيا آلوده به فساد است ماهواره ها فيلمها بدآموزی دارد ، ارتباطات خطر آفرين برای دختران شده است ، تصور نکنيم مراسمات عروسی امنيت دارد، تصور نکنيم لباس فروشيها امنيت دارد. مواظب حجاب و ابرويمان باشيم به زهرای مرضيه به فاطمه معصومه اقتداء کنيم و آن عزتی که خدای متعال به دختران داده است حفظ نماييم.

روز 13 آبان‏ سه چهره از استكبار

در سيزدهم آبان، سه خاطره است كه هر سه آنها در ارتباط با آمريكا است. دو خاطره مربوط به ضربه‏اى است كه آمريكا به ما زد و يك خاطره مربوط به سيلى‏اى است كه ملت ما به آمريكا نواخت.

خاطره تبعيد حضرت امام رضوان الله تعالى عليه، در سال43 اولين خاطره مربوط به آن روز است، چون قضيه كاپيتولاسيون، يعنى حاكميت قضايى دولت آمريكا در سايه حكومت دست‏نشانده‏اش در كشور ايران، در حال استقرار بود. امام(ره) در مقابل اين حادثه، موضع سختى گرفتند. بيانات ايشان در سرتاسر كشور پخش شد و دستگاه وابسته به آمريكا احساس خطر كرد امام(ره) را تبعيد كردد و همان تبعيد تا هنگام بازگشت آن بزرگوار در دوازدهم بهمن نيز ادامه پيدا كرد.

دومين خاطره، خاطره دانش‏آموزان شهيدى است كه در ادامه همان نهضتى به وجود آمد كه حدود پانزده سال قبل از آن، طاغوتيان خيال كرده بودند با تبعيد امام(ره) از بين خواهد رفت، ولى برخلاف ميل آنان، روزبه روز قويتر شده و آفاق جامعه را فراگرفته و مرد و زن و پير و جوان و نوجوان را به صحنه كشانده بود. دانش‏آموزان ما به خيابانها آمدند و مزدوران آمريكايى - كه ما يقينا جنايات شاه و دستگاهش را به حساب آنها مى‏گذاريم - اين عزيزان را شهيد كردند. اين هم ضربه دومى بود كه در اين روز، آمريكاييها به ملت ايران زدند.

حادثه سوم، باز نتيجه طبيعى همين جريان است. نهضت اول، آن قدر غريب است كه مى‏توانند رهبر آن را از داخل خانه بربايند و تبعيد كنند. با گذشت حدود پانزده سال، نهضت اول، آن قدر پر حجم و پركيفيت مى‏شود كه جوانان و نوجوانان دانش‏آموز را هم به خيابانها مى‏كشد و بلافاصله بعد از آن، پيروزى نهضت و انقلاب و تشكيل نظامى بر مبناى اسلام را مشاهده مى‏كنيم. بعد نوبت به تهاجم می رسد که فرزندان انقلاب در سال 58 به لانه جاسوسی حمله می کنند و جاسوسان آمريکائی را که بعنوان ديپلمات فعاليت می کردند ، گروگان می گيرند. در همان روزها که عده ای می گويند آمريکا به ايران حمله خواهد کرد امام آن جمله مشهور خود رامی گويد که آمريکا هيچ غلطی نمی تواند بکند.

از آن روز تقريبا سه دهه می گذرد ولی امروز آمريکا حمله به ايران به گور می برد و مأیوسانه به درخش ملت ايران در سطح جهان می نگرد.

بزرگترين درس 13 آبان‏

13 آبان ابهت آمريکا را شکست داد و يک درسی به دنيا داد و آن اينکه اگر ملتها اراده کنند می توانند بر استکبار جهانی غلبه کنند.

14 آبان روز فرهنگ عمومی

فرهنگ همان اعتقادات ، آداب ورسوم ، ارزشها ، رفتارهای اجتماعی است. به عبارت ديگر فرهن تمام ابعاد زندگی انسان را مانند هوائی که در آن نفس می کشد گرفته است. اگر هوا آلوده باشد هيچ چيز نمی تواند سلامتی انسان را فراهم کند و اگر هوا سالم باشد ساير مايحتاج انسان مفيد و مؤثر خواهند بود.

رفتار با خانواده ، رفتار با همسايه ، پوشيدن لباس ، خوردن غذا ، ازدواج ، مصرف ، کارکردن ، تعاون ، ... همه و همه مربوط به فرهنگ است. بنابراين اگر بخواهيم زندگی انسان را اصلاح کنيم بايد فرهنگ سالم ، مطابق با فطرت انسان به او تحويل دهيم. دشمنان ما نيز برای نابود کردن جامعه از همين راه وارد شده اند. دهها ميليارد دلار هزينه گذاشته اند که ما را در اعتقاداتمان سست کنند ، مصرف غلط برای ما آموزش دهند، لباس زنان ودختران ما را از بدنشان بيرون آورند ، پسران ما را بی هويت کنند ، ضد ارزش را ارزش معرفی کنند ، انسانيت را در شهوات خلاصه کنند و همه اينها از طريق فرهنگ صورت می گيرد.

اين در حالی است که مقام معظم رهبری در سال 84 مسأله مهدسی فرهنگی را مطرخ فرمودند و در برخی موارد نيز تذکر دادند ولی آنچه مطلوب است هنوز اتفاق نيافتاده است.



[1] - بحارالأنوار ، ج2 ، ص 110

[2] - بحارالأنوار، ج33،ص588

[3] - سوره منافقين آية 1

[4] - سوره بقره آية 14

[5] - نحل 58

[6] - مستدرك‏الوسائل 15 118 5- باب استحباب زيادة الرقة على البن

[7] -" جمال و كمال زن ، رحمت الله ابراهيمي

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین