خطبه های نماز جمعه مورخه 12/07/1387 PDF چاپ نامه الکترونیک
دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۲:۲۸

خطبه های نماز جمعه مورخه 12/07/1387

رحم کنيد تا رحمت الهی شامل شود

خدای متعال بربندگان خود بسيار مهربان است و همين مهربانی او نعمتهای فراوان الهی را بربندگان خود نازل می کند و عالم خلقت سراسر رحمت خداست و لی رحمت خدا برکسانی بيشتر شامل می شود که ديگران را مورد رحمت خود قرار دهند. پيامبر اکرم (صلی اللّه عليه و آله وسلم) فرمود:« وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَا يَضَعُ اللَّهُ الرَّحْمَةَ إِلَّا عَلَى رَحِيمٍ» خدای متعال رحمتش شامل آن کسانی می شود که رحم کنند. قَالُوا يَا رَسُولَ اللَّهِ كُلُّنَا رَحِيمٌ گفتند يا رسول الله همه ما رحيم هستيم. قَالَ لَيْسَ الَّذِي يَرْحَمُ نَفْسَهُ وَ أَهْلَهُ خَاصَّةً وَ لَكِنِ الَّذِي يَرْحَمُ الْمُسْلِمِينَ رحيم آن نيست که به خود و خانواده خود فقط رحم کند. بلکه بايد به مسلمان نيز رحم نمايد. عده ای هستند که همه چيز را برای خود می خواهند. واگربتوانند هيچ چيز به ديگران نمی دهند مثلا خودش رئيس اداره می شود و زنش معاون و پسر ودخترانش همکار ديگران بی کاربمانند برای آنها مهم نيست. اگر چيزی تقسيم کنند هر خانواده يک سهم می خواهد ولی او برای هرفرد خانواده اش يک سهم طلب می کند. وَ قَالَ ص قَالَ تَعَالَى إِنْ كُنْتُمْ تُرِيدُونَ رَحْمَتِي فَارْحَمُوا»[1]

دين ما توصيه می کند که به فکر همديگر باشيم و خيرخواه همديگر باشيم و به همديگر محبت داشته باشيم. در حديث ديگر داريم که پيامبر اکرم (صلی اللّه عليه و آله وسلم) فرمودند:« قال الله عز و جل يا ابن آدم مرضت فلم تعدني. قال يا رب كيف أعودك و أنت رب العالمين قال مرض فلان عبدي فلو عدته لوجدتني عنده و استسقيتك فلم تسقني فقال كيف و أنت رب العالمين فقال استسقاك عبدي و لو سقيته لوجدت ذلك عندي و استطعمتك فلم تطعمني قال كيف و أنت رب العالمين قال استطعمك عبدي فلان و لو أطعمته لوجدت ذلك عندي[2]

حضرت امير در خطبه 112 نهج البلاغه می فرمايد : انما انتم اخوان فی دين الله مافرق بينکم الا خبث السرائر وسوء الضماير فلا توازرون ولاتناصحون و لاتباذلون ولا توادّون.

خطبه دوّم

قظعنامه شورای امنيت سازمان ملل

شورای امنيت سازمان ملل چهارم قطعنامه خود را عليه ايران تصويب نمود و در آين قطنامه از ايران خواسته شده که فورا غنی سازی اورانيوم خود را متوقف کند. اين قطعنامه اگر چه در حد يک بيانيه است و هيچ نكته الزام آور و تحريم‏آميز جديدى عليه جمهورى اسلامى ايرا ندارد و صرفاً اقدامى سياسى و نمادين براى‏نمايش «اجماع جهانى» عليه ايران است اما از آين مطلب حکايت دارد که روح حاکم بر سازمان ملل روح سياسی کاری و پرهيز از حق گرائی است در چنين فضائی فقط سخن ملت می تواند حرف آخر را بزند که بحمدالله در ايران اسلامی تمام ملت با افکار وعقايد مختلف سياسی در بحث هسته ای اتفاق نظر دارند و معتقدند آمريکا دشمن پيشرفت ملت ايران است و امروز سازمان ملل ملعبه دست آمريکاست. واگر روزی آمريکا بتواند به مقصود خود برسد بدون توجه به نظر سازمان ملل هم اقدام خواهد کرد همانطوريکه در عراق انجام داد. بنظر می رسد اگر سازمان ملل بخواهد آبروی بر باد رفته خود در افکار عمومی جهانيان را ترميم بخشد بايد جلوی تجاوزات آمريکا و ترشحات خوی استکباری آمريکا را بگيرد.

هفته تکريم وتجليل از سالمندان

ده مهر لغايت 16 مهر هفته تکريم سالمندان ناميده شده است. اگر چه اين نام گذاری بهانه می شود که تاحدی سالمندان و پيرمردان وپيرزنان که در دوران پيری زمان غربت خود را سپری می کنند مورد توجه قرار گيرند ولی از طرف ديگر حاکی از افول انسانيت در خصول احترام به بزرگترهاست.

امروز دوگروه در جامعه از اقشار آسيب پذير و برخوردار از انواع استرسها هستند. يک گروه جوانان هستند که تهديدهای جدی اجتماعی از قبيل اعتياد و انحرافات اخلاقی آنها را در خطر قرار داده و از طرف ديگر بی کاری و نگرانی از آينده آنها را دچار اضطراب نموده است. گروه دوّم پيرمردان هستند که از امنيت آنچنانی برخوردار نيستند. گاهی ظالمانه توسط فرزندانشان از خانه اخراج می شوند وگاهی غيرمنصفانه به خانه سالمندان فرستاده می شوند. گرچه خانه سالمندان از يک نگاه مأمنی بر سالمنان است ولی از نگاه ديگر لکه ننگی برپيشانی فرزندان است.

پدر ومادر پير بيش از اينکه به غذا و ديگرلذايذ دينوی احساس نياز کند به فرزندان خود بسيار نياز دارد در کنار فرزند بودن برای او لذت آور است وقتی انسان می بيند که پدرمادرانی که در خانه سالمندان هستند اشک چشمشان جاری است و فقط اين را می خواهند که فرزندان ما بيايند فقط ما آنها را ببينيم قلب انسان از اين بي مهری فرزندان به در می آيد.

در حال حاضر بيش از 4 ميلييون سالمند بالای 60 سال در کشورمان زندگی می کنند که پيش بينی می شود اين رقم طی 20 سال آينده به حدود 10 ميليون نفر برسد .

جايگاه سالمندان در پرتو تعاليم اسلامي

برخلاف فرهنگ غرب، كه وجود سالمندان را در خانواده ‏ها، زائده‏اى مزاحم می ‏پندارند و می كوشند براى آنكه آزادي هاى شخصی ‏شان محدود نشود و مزاحمى نداشته باشند، به نحوى آنان را از محيط خانه و روابط خانوادگى دور كنند و به «خانه سالمندان» بفرستند، اسلام به آنان ارج می ‏نهد و حرمت قائل است و به رعايت حقوق و احترام آنان سفارش كرده و به بهره گيرى از تجارب و افكار پخته آنان تشويق مي كند.

محور وحدت

مجموعه افراد يك فاميل، نسبت به بزرگ خاندان احترام می ‏گزارند و در كارها با آنان مشورت می ‏كنند و در اختلافات، به رأى و حكميت و داورى آنان ارج می ‏نهند و گاهى يك سخن از سوى آنان، آتش فتنه‏ اى را خاموش می ‏سازد، يا تفرقه و كدورتى را به وفاق و همدلى و آشتى مبدل می ‏سازد.

نعمت وجود با بركت آنان، اغلب تا هستند، ناشناخته است. وقتى به جايگاه حساس و مهم و نقش كارگشاى آنان پى می‏برند كه از دست بدهند. چه بسيار اختلاف ها و قهرها و نزاع هاى خانوادگى كه پس از درگذشتِ «بزرگ خاندان» چهره نشان می ‏دهد و چه بسيار رابطه‏ ها و رفت و آمدها كه قطع می ‏شود، يا به سردى می ‏گرايد، و علت آن فقط از دنيا رفتن محورى است كه مايه دلگرمى، اميد، انس و معاشرت فاميل است.

رسول خدا (ص) فرمود: «البَركة مَعَ اكابِرِكم» يعنی بركت و خير ماندگار، همراه بزرگترهاى شماست. در سخن ديگر فرمود: «الشّيخُ فى اَهْلِهِ كالنّبىِ فى اُمّتهِ» يعنی پيرمرد در ميان خانواده ‏اش، همچون يك «پيامبر» در ميان امتش است.

اين اشاره به همان نقش محورى، فروغ‏ بخشى، صفا آورى، هدايت و ارشاد، تجمع و الفت است كه در وجود آنان نهفته است. پس اگر بزرگترها در فاميل و خانواده، چراغ روشنی ‏بخش و محور وحدت و همدلى و عامل انس و ارتباط و رفت و آمدهاى خانوادگی ‏اند، بايد اين جايگاه، محفوظ بماند و مورد حراست و تقويت قرار گيرد.

حرمت بزرگترها

رعايت ادب و مقتضاى حق ‏شناسى نسبت به عمرى تلاش صادقانه و ايثارها، گذشت ها، دلسوزي ها و سوختن و ساختن ها كه بزرگان از خود نشان داده‏ اند، آن است كه در خانواده‏ ها مورد تكريم قرار گيرند، عزيز و محترم باشند، به آنان بی ‏مهرى نشود، خاطرشان آزرده نگردد، به توصيه‏ ها و راهنمايي هايى كه از سر سوز و تجربه می ‏دهند، بی ‏اعتنايى نشود.

خود «بزرگسالى» و «سن بالا» در فرهنگ دينى ما احترام دارد. اين سخن پيامبر خدا (ص) است: «مَنْ عَرَفَ فَضْلَ كبيرٍ لِسنّهِ فَوَقَّرَهُ، آمَنَهُ اللَّهُ تعالى مِن فَزَعِ يوم القيامة» يعنی هر كس فضيلت و مقام يك «بزرگ» را به خاطر سن و سالش بشناسد و او را مورد احترام قرار دهد، خداى متعال او را از هراس و نگرانى روز قيامت ايمن یدارد.

احترام به بزرگترها و ترحم و مهربانى نسبت به كوچكترها، از دستورالعمل هاى اخلاقى اسلام است و كانون خانواده ‏ها را گرم و مصفا می ‏سازد و اين، توصيه امام صادق(ع) است كه فرمود:«لَيسَ مِنّا مَنْ لَمْ يُوَقِّرْ كبيرَنا وَ لَمْ يَرْحَمْ صَغيرنا» يعنی كسى كه بزرگ ما را احترام نكند و كوچك ما را مورد شفقت و عطوفت قرار ندهد، از ما نيست.

اين سخن را نيز از حضرت على(ع) به ياد داشته باشيم كه فرمود:«يُكْرَمُ العالِمُ لِعلمه و الكبيرُ لِسِنّهِ» يعنی دانشمند را به خاطر علمش و بزرگسال را به خاطر سن او، بايد احترام كرد.

اگر جوانان قدر پيران را نشناسند و به جايگاه آنان حرمت ننهند، هم رشته‏ هاى عاطفى پيوندهاى انسانى از هم گسسته می‏شود، هم از رأفت و عاطفه و تجربه سالخوردگان محروم می‏شوند، هم نشانه بی ‏توجهى خود به ارزشها را امضا كرده‏ اند. حضرت على(ع) در يكى از سخنان خويش، ضمن انتقاد از اوضاع زمانه و ناهنجاريهاى رفتارى مردم، از جمله بر اين دو مسأله تأكيد می ‏فرمايد: 1- بی ‏احترامى كوچكترها نسبت به بزرگترها 2- رسيدگى نكردن توانگران به نيازمندان:

«انّكم فى زمانٍ ... لا يُعَظِّمُ صغيرُهم كبيرَهُمْ و لا يَعُولُ غَنيُّهُم فقيرَهم» يعنی شما در زمانه‏ اى به سر می‏بريد كه كوچك به بزرگ تعظيم و تكريم نمى‏كند و ثروتمند، به فقير رسيدگى نمی‏كند!

اطاعت پدر و مادر اطاعت خداست، نافرماني پدر و مادر نافرماني خداست و در جايي ديگر مي فرمايد: هر که پدر و مادر خويش را خشنود کند، خدا را خشنود کرده و هر کس پدر و مادر خويش را خشمگين کند، خداي را ناخشنود کرده است.

تكريم والدين

سالمندان به طور عموم، از احترام برخوردارند. اگر پدر و مادر باشند كه اين وظيفه، سنگين ‏تر و مسؤوليت مضاعف است. قرآن كريم از تندى و پرخاش نسبت به پدر و مادر پير نهى می ‏كند و به سخن نيك و لحن شايسته و خضوع و تواضع و گستردن بال رأفت در برابر آنان و خيرخواهى و دعا در حق آنان دعوت می ‏كند.

فرمان خداوند، چنين است:«اِمّا يَبْلُغَنَّ عِندك الكبرَ اَحَدُهما او كلاهُما فلا تَقُلْ لَهما اُفٍّ و لا تَنْهَرهُما وَ قُلْ لَهُما قولاً كريماً، وَاخفَضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِ مِنَ الرّحمةِ وَ قُل رَبِّ ارحَمْهُما كما ربّيانى صَغيراً»؛

ادب و احترام نسبت به پدر و مادر بزرگسال، آن است كه: آنان را به اسم، صدا نكنى، به احترامشان برخيزى، از آنان جلوتر راه نروى، با آنان بلند و پرخاشگرانه سخن نگويى، نيازهايشان را برآورى، خدمتگزارى به آنان را وظيفه‏ اى بزرگ بدانى و از آنان در سن كهولت و پيرى مراقبت كنى.

در حديث است كه امام باقر (ع) فرموده است: پدرم به مردى نگريست كه همراه پسرش راه می ‏رفتند و پسر به بازوى پدرش تكيه داده بود. پدرم تا زنده بود، با آن جوان (به خاطر اين بی حرمتى نسبت به پدرش) صحبت نكرد.

به همان اندازه كه آزردن آنان و «عاق» شدن، حرام و نكوهيده است و از آن نهى شده است، دل به دست آوردن و جلب رضايت و نيكى به آنان سفارش شده است و اين خدمتگزارى، سبب بهشتى شدن فرزندان به شمار آمده است.

«ابراهيم بن ‏شعيب» گويد: به امام صادق(ع) عرض كردم: پدرم بسيار پير و سالخورده و ناتوان شده است. هر گاه حاجتى داشته باشد او را برمی ‏داريم و بر دوش می ‏كشيم. حضرت فرمود: «اِنْ استَطَعْتَ اَنْ تَلِىَ ذلك مِنْهُ فافْعَلْ و لَقِّمْهُ بِيَدِكَ، فانّه جَنَّةٌ لك غَداً»يعنی اگر بتوانى عهده ‏دار كارهاى او شوى چنين كن، حتى با دستانت لقمه در دهان او بگذار، كه اين فرداى قيامت، براى تو بهشت (يا سپر از آتش: جُنّه) خواهد بود.

انتقال فرهنگ

از عمده ‏ترين راههاى انتقال يك فرهنگ به نسلهاى آينده، رفتار پدر و مادر و مربيان است. كودكان، آنچه را در رفتار بزرگترها ببينند، از آن الگو می ‏گيرند. احترام به بزرگترها و رعايت ادب و تكريم نسبت به سالخوردگان، اگر در عمل و رفتار ما تجلى يابد، فرزندان ما نيز، اين فرهنگ را می ‏آموزند و با همين آداب و سنن بار می‏آيند. كسى كه انتظار ادب و معرفت و حق‏ شناسى از فرزندانش دارد، بايد همين حالت را نسبت به پدر و مادر و بزرگترها نشان دهد، تا كوچكترها هم از او بياموزند.

اين يك سنت تاريخى و تأثير و تأثر از اعمال و رفتار است. هر كس چيزى را درو می‏كند كه كِشته است. اگر در حديث است كه «لا ميراثَ كالادب» يعنی هيچ ارثى همانند ادب نيست كه از بزرگان به فرزندان برسد، در اين مورد هم مصداق می ‏يابد.

امام على(ع) فرمود:«وَقِّرُوا كبارَكُمْ، يُوَقّرْكُمْ صِغارُكُم» يعنی به بزرگانتان احترام كنيد، تا كوچكترها هم به شما احترام كنند.امام صادق(ع) نيز فرموده است:«بِّروا آباءَكم، يَبِرُّكُمْ اَبْناؤكُمُ» يعنی به پدرانتان نيكى كنيد، تا فرزندانتان هم به شما نيكى كنند.

اين دقيقاً برداشت محصول، از زراعتى است كه انسان با رفتارش در زمين دل و لوح جان كودكان انجام می دهد.

اگر ما پدر ومادران خود را به سالمندان تحويل دهيم به فرزندان خود اين پيام را داه ايم که ما را نيز در دوران پيری به سالمندان تحويل دهيد.



[1] - مستدرك‏الوسائل 9 54

[2] - بحارالأنوار 71 368

 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین