خطبه های نماز جمعه مورخه 07/01/1387 PDF چاپ نامه الکترونیک
يكشنبه ۲۹ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۴۹

خطبه های نماز جمعه مورخه 07/01/1387

خود شناسی

يکی از مهمترين رمز موفقيّت انسان اين است که قدر و منزلت خود را بشناسد. حضرت امير (عليه السلام ) در خطبه 103 نهج البلاغه می فرمايد:« الْعَالِمُ مَنْ عَرَفَ قَدْرَهُ وَ كَفَى بِالْمَرْءِ جَهْلًا أَلَّا يَعْرِفَ قَدْرَهُ » يعنی " عالم واقعى كسى است كه قدر و منزلت خويش را بشناسد و در نادانى انسان همين بس، كه قدر خود را نشناسد»

در نامه 31 نهج البلاغه مى‏خوانيم كه ضمن اندرزهاى بسيار پر بار و حكيمانه‏اى كه به فرزند دلبندش امام مجتبى (ع) مى‏دهد، مى‏فرمايد: «و من اقتصر على قدره كان ابقى له» يعنی " كسى كه به اندازه قدر و منزلت خويش قانع باشد، براى (منافع) او پايدارتر است»

در كلمه 149 از كلمات قصار آن حضرت مى‏خوانيم: «هلك امرء لم يعرف قدره» يعنی " آن كس كه قدر و منزلت خويش را نشناسد هلاك مى‏گردد» در حديثى مى‏خوانيم كه شخصى به امام موسى بن جعفر (ع) عرض كرد: ما از بازار رد شديم و ديديم يك نفر صدا مى‏زند من از شيعيان خالص محمد و آل محمد (ص) هستم اين در حالى بود كه لباسهايى را به مزايده گذارده بود و طلب قيمت بيشتر مى‏كرد، امام موسى بن جعفر (ع) فرمود: «ما جهل و لا ضاع امرء عرف قدر نفسه » يعنی " كسى كه قدر خود را بشناسد نادان نيست و ضايع نمى‏شود» سپس افزود: «مى‏دانيد اين شخص به چه كسى مى‏ماند به كسى كه بگويد من مانند سلمان و ابو ذر و عمار ياسر هستم و در عين حال در معامله كم مى‏گذارد و عيوب جنس خويش را بر مشترى مى‏پوشاند...، آيا چنين كسى مانند سلمان و ابو ذر و مقداد و عمار است هرگز... چه مانعى دارد بگويد من از دوستان محمد و آل محمد (ص) هستم»[1]

مراد از شناخت قدر و منزلت چيست ؟ يك برداشت از اين احاديث شهرت يافته كه مى‏گويد: «العالم من عرف قدره و لم يتجاوز حدّه» يعنی " عالم (يا عاقل) كسى است كه قدر خود را بداند و از حدّ خويش تجاوز نكند.

گاهی انسان چون خود را نمی شناسد خيال می کند از همه برتر است از همه بيشتر می داند و هرکاری را به وی بدهند بهتر از ديگران انجام می دهد. اين فرد جاهل است و همين جهل او را گرفتار خواهد کرد.

در باره ضرورت شناخت اندازه و ارزش خويشتن مطالب بسيار با اهمّيّتى در منابع اسلامى آمده است، از جمله از حضرت امام صادق عليه السّلام نقل شده است كه فرمود: « ما هلك امرؤ عرف قدره» يعنی "هلاك نشد مردى كه اندازه و ارزش خود را شناخت ". و نيز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود: « و ما أخال رجلا يرفع نفسه فوق قدرها إلّا من خلل فى عقله» يعنی " و گمان نمي كنم كه مردى خود را بالاتر از اندازه و ارزشش بزرگ كند مگر اين كه اختلالى در عقلش باشد".[2]

حضرت امير (عليه السلام ) در ادامه می فرمايد وَ إِنَّ مِنْ أَبْغَضِ الرِّجَالِ إِلَى اللَّهِ لَعَبْداً - وَكَلَهُ اللَّهُ تَعَالَى إِلَى نَفْسِهِ- جَائِراً عَنْ قَصْدِ السَّبِيلِ- سَائِراً بِغَيْرِ دَلِيلٍ » يعنی " مبغوض‏ترين افراد نزد خدا بنده‏اى است كه خدا او را به خودش وا گذاشته، از راه راست منحرف گشته و بدون راهنما گام برمى‏دارد ". انسانی که خدا را رها نموده است و دستورات خدا را اطاعت نمی کند خيال می کند که آزاد و تصور نمی کند که يک بيچاره و بدبختی است که هر روز بر بدبختی او افزوده می شود.

علامه جعفری برای چنين فردی يک مثالی می زند و می فرمايد:« كودك با احساس كمال رهائى در باغچه حياط يا در باغ و بيابان بدنبال پروانه مى‏دود. آيا كودك در اين احساس رهائى، تكيه بر واقعيّت دارد او نمى‏داند كه اوّلا هر پرنده كوچكى پروانه نيست، و هر پروانه‏اى كه از جلوى چشمان او مى‏پرد، او نخواهد توانست آنرا بگيرد. او نمى‏داند، وقتى كه پروانه را گرفت اگر اندكى آنرا در ميان انگشتانش فشار بدهد، آن حيوان خواهد مرد. او نمى‏داند كه براى گرفتن پروانه باغچه‏اى را كه كاشته شده است با دويدن توى آن، گلها يا ديگر روييدنيهاى با ارزش را نابود مى‏كند. او نمى‏داند كه پدر يا مادر يا برادر يا خواهر همه حركات او را زير نظر دارند، چند ساعت ديگر لباسهايش را كه كثيف شده است عوض خواهند كرد، او را بحمّام برده بدنش را شستشو خواهند داد. دو ساعت ديگردوائى تلخ براى رفع يا دفع بيمارى به او خواهند خورانيد. او اطّلاع ندارد كه پدر يا مادر براى ثبت نام او در مدرسه تلاش معمولى را آغاز كرده‏اند و يك ماه ديگر نه تنها از دويدن بدنبال پروانه با احساس كمال رهائى محروم خواهد گشت، بلكه چند ساعت پيش از ظهر و چند ساعت پس از آن را از اسباب بازيهاى خود و بازى با كودكان ديگر هم بريده خواهد گشت. بدين ترتيب اين كودك در ميان بايد و نبايد كه پيرامون او را گرفته است، با احساس كمال رهائى دنبال پروانه‏ها مى‏دود و با اسباب بازى‏هاى خود سرگرم است. بديهى است كه اگر اولياى آن كودك يا مربّيان و اجرا كنندگان قوانين جامعه، آن موجود خام را بحال خود بگذارند كه از لذّت پوچ و زودگذر احساس رهائى برخوردار شود، و آن همه بايدها و نبايدها را كه قطعا بيك عدّه مبانى حياتى استوار است، زير پا بگذارد، هم حيات خود آن كودك مختلّ خواهد گشت و هم نظام زندگى اجتماعى بر هم خواهد خورد. كسانى كه با سركوب كردن وجدان و خرد و با بى‏اعتنائى به دستورات خداوندى، بايدها و نبايدهاى مبتنى بر صلاح و فساد فردى و اجتماعى را زير پا مى‏گذارند و با احساس لذّت كاذب رهائى، خود را رها مى‏بينند و آنرا براى زندگى خود آرمان تلقّى مى‏نمايند، در تاريكى و شقاوت شديدى بسر مى‏برند، زيرا لازمه بى‏اعتنائى به بايدها و نبايدها تحميل تصنّعى بى‏قانونى براى زندگى است، باين معنى كه فرد يا گروه يا جامعه بى‏اعتنا به بايدها و نبايدها، زندگى را در همان احساس و خواستن و حركت طبيعى حيوانى خلاصه مي كند و خداوند متعال چنين انسانى را بحال خود رها مى‏نمايد كه از بدترين محروميّتهايى است كه با اختيار كسب شده است»[3]

از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده است كه در نيايش خود با خدا اين دعا را مى‏نمود كه: « إلهى لا تكلنى إلى نفسى طرفة عين أبدا » يعنی "خداوندا، هرگز مرا [حتّى‏] بقدر يك چشم بهم زدن بخودم وامگذار".

حضرت امير (عليه السلام ) می فرمايد إِنْ دُعِيَ إِلَى حَرْثِ الدُّنْيَا عَمِلَ- وَ إِنْ دُعِيَ إِلَى حَرْثِ الْآخِرَةِ كَسِلَ- كَأَنَّ مَا عَمِلَ لَهُ وَاجِبٌ عَلَيْهِ- وَ كَأَنَّ مَا وَنَى فِيهِ سَاقِطٌ عَنْه‏»[4] يعنی " اگر به كشتزار دنيا خوانده شود (اجابت مى‏كند) و براى آن مى‏كوشد، و اگر به كشتزار آخرت و نعمتهاى گوناگونش دعوت شود سستى مى‏ورزد گويا آنچه انجام مى‏دهد بر او واجب است، و آنچه از آن شانه خالى مى‏كند از دوش او برداشته شده است‏".

خطبه دوّم

رحلت همسر مکرمه حضرت امام (ره)

در هفته گذشته همسر مکرمه حضرت امام رحلت کردند. ايشان زنی بودند بدون آنکه زحمات طاقت فرسای آن برای انقلاب ما مطرح شود و برای مردم معلوم شود حدمات شايسته ای انجام دادند. در دوران قبل از انقلاب که امام (ره) مشغول مبارزه بودند در کنارش بود و رنج تبعيد امام را تحمل کرد. سالها در زندگی خود آرامش را بخاطر اسلام نديد. و در دوران انفلاب نيز همسر بزرگ کردی بود که امام وقتش را وقف مردم وکشور کرده بود. خداوند غريق رحمت کند.

سال اصلاح الگوی مصرف

مقام معظم رهبری سال 1388 را سال " اصلاح الگوی مصرف " نامگذاری کردند. اين نامگذاری از چندين جهت قابل توجه است و دارای اهميّت می باشد. ما غافلانه مصرف می کنيم و دارای خود را بدون آنکه متوجه شويم به آتش می کشيم. دست رنج حودمان را بی رويه مصرف می کنيم بدون آنکه بهره کافی از آن ببريم.

در حالی که دين ما به ما تصيه می کند که از اسراف ، تبذير و تضييع اموال بپرهيزيم ، ولی ما از غير مسلمانها بيشتر گرفتار اين نقيصه هستيم .

تهيه آب شرب بسيار سخت است و در دنيا بطور بسته بندی شده فروخته می شود ولی ما با همان آب خودرو ، حياط ، خيابان می شوييم و درختان را آبياری می کنم. برخی برای اينکه پول آب مصرفی را ندهند از پشت کنتر و يابدون کنتر آب مصرف می کنند. آيا اينها تصور نمی کنند که اگر با همان آب وضو بگيرند وضويشان باطل و نمازشان باطل است. اگر با آن آب غسل کنند غسلشان باطل است ؟ آيا بهتر نيست به جای اينکه خلاف کنيم کمتر و به اندازه نياز مصرف کنيم؟

کشاورزان زحمات طاقت فرسائی متحمل می شوند تا برای ما گندم توليد کنند و دولت آن گندم را می خرد وآرد می کند و تقريبا رايگان در اختيار ما می گذارد و ما يک سوّم آن را دور می ريزيم. خوراک ما نيز اينگونه است. دين ما گفته است پر خوری نکنيد ولی ما توا می توانيم نفس بکشيم می خوريم و اضافه آن را نيز دور می ريزيم. به جای يک دست لباس ، سه چهار دست می خريم و برای هر مجلسی يک بار می پوشيم. اگر گفته شود که دوباره همان لباس به آن مجلس بپوش می گوييو آن را قبلا ديده اند!.

مصرف برای تجمل شده وتجلات کمر ما را شکانده و نه تنها زندگی را برای ما سخت نموده است بلکه چشم هچشمی حانواده ها را به هم زنده است. امروز وسايل منزل برای رفع نياز خريداری نمی شود بلکه برای زينت خانه وخودنمائی می خريم. اگر باندازه نياز مايحتاجمان را تهيه کنيم مطمئن باشيد زندگی بسيار راحتی خواهيم داشت.

البته دولت نيز در اين باب مقصر است. زيرا در دورانهای گذشته نه تنها کاری برای کنترل مصرف و مصرف بهينه انجام نداده است بلکه بوسيله تلوزيون فرهنگ مصرف را ترويج داده است و مردم را به مسابقه مصرف دعوت کرده است. ما در علوم وفنون پيشرفت کرده ايم ولی نانی که امروز می پزيم از نان 30 سال قبل بدتر است و ضايعاتش بيشتر است. چرا به سوی صنعتی شدن نان حرکت نمی کنيم. ما می توانيم از همين آرد نانی بپزيم که مردم بدون اينکه به خورشتی نياز داشته باشند از نان استفاده کنند . ولی عادت کرده ايم که مدير بحران شويم.

مقام معظم رهبری با نامگذاری امسال به سال اصلاح الگوی مصرف فرصت طلائی برای مردم و دولت بوجود آورده است که بايد از اين فرصت کمال استفاده را ببريم.

دولت بايد نحوه مصرف وعلم مصرفه بهينه را به مردم ياد دهد. مردم ما اين ويژگی ممتاز را دارند که در مقابل عملکرد منطقی و سخنان معقول تسليم هستند. دولت و مسئولين بايد حرکت کنند و دوکرا مهم را انحام دهند يکی فرهنگسازی و ديگری راهنمائی. دولتهای ما در اين خصوص کاری نکرده اند. در بهترين وضعيت فقط به ادارات اعلام کرده اند که مصرفشان را تعديل کنند و در مقابل آن صداسيما برای مردم گفته است بيشتر مصرف کنيد. صداسيما علی رغم اينکه کارهای بسيارمهمی انجام داده است ولی نواقصاتی نيز در اين خصوص دارد که بايد جبران کند. ميليونها تومان برای تبيف پفک وامثال آن هزينه می شود و ميلياردها تومان برای خريدو تهيه آنها هزينه می شود و ميليونها تومان نيز برای درمان دردهای ناشی از آن نوع خوراک پرداخت می شود. کدام انسان عاقل اين کارهارا انجام می دهد. و همچين تبليغات لوازم منزل بسيار ناجور است.



[1] - پيام‏امام‏شرح‏تازه‏وجامعى‏برنهج‏البلاغه، ج 1 ، صفحه‏ى 566

[2] - ترجمه‏وتفسيرنهج‏البلاغه، ج 18 ، صفحه‏ى 155

[3] - ترجمه‏وتفسيرنهج‏البلاغه، ج 18 ، صفحه‏ى 181

[4] - نهح البلاغه ، خطبه 103

آخرین به روز رسانی در دوشنبه ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۱۹
 

افزودن نظر


کد امنیتی
تصویر جدید

طراح و برنامه نویس: اکین