خطبه های نماز جمعه مورخه 26/03/1385 PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط مدیر   
چهارشنبه ۲۵ دی ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۱۲

خطبه های نماز جمعه مورخه 26/03/1385

انسان و تربیت

انسان موجود تربیتی است . یعنی در پرتو تربیت استعدادهای آن شکوفا می شود و به فعلیت می رسد . اگر در بستر تربیت صحیح قرار گیرد تکامل می یابد . اگر مربی صالح و شایسته باشد و قوانین و مقررات تربیتی درست باشد و انسان خود را مقید به آن نماید ، به تکامل معنوی خواهد رسید .

خدای متعال مربیان صالح و شایسته ، به عنوان پیامبر که هم معصوم است و هم آگاه ، فرستاد و هم قوانینی به عنوان دین که آن هم معصوم است نازل کرد و هم از انسان دعوت نمود که از بیان پیامبر و دین در راستای تربیت خود استفاده کند .

پیامبر الگوی مجسّم و دین و قرآن الگوی مدوّن . پیامبر الگوی عملی و قرآن الگوی نظری است . اما پیامبر الگوی عملی است و البته الگویی که مؤثر بوده و فعالانه نیز حرکت می کند . در قرآن فرموده : « لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ ... ؛ قطعاً براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست » اما این الگو فعال است نه خنثی و یا منفعل . می فرماید : « هُوَ الَّذي بَعَثَ‏ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ إِنْ كانُوا مِنْ قَبْلُ لَفي‏ ضَلالٍ مُبين‏»[1]و قرآن الگوی نظری است که به این معنا تمام آیاتی که قران را هادی و هدایتگر معرفی می کند ، دلالت دارد .

ابزارهای تربیتی دیگر

اما تنها انبیاء و دین نیستند که در تربیت انسان اثر دارند بلکه غیر از این دو ، یک سری آداب و رسوم اجتماعی که ممکن است از دین و غیر دین نشأت گرفته باشد در تربیت و توفیق و عدم توفیق انسان اثر دارد . به عبارت دیگر انسان یک موجود فرهنگی است و فرهنگ در کنار دین و انبیاء در تربیت انسان مؤثر است .

فرهنگ چیست ؟

فرهنگ میراث اجتماعی انسان است که او را از انسان ها متمایز می سازد . استحضار دارید که اجتماع حیوانات ، فاقد فرهنگ است و بر اساس غریزه اداره می شود و اعمال و رفتارشان غریزی است ، ولی اجتماع انسان یک اجتماع فرهنگی است .

اما این فرهنگ چیست ؟ تعاریف مختلفی بیان شده است . فرهنگ مجموعه ی پیچیده ای است که از افکار ، عقاید ، هنر ، اخلاقیات ، قوانین و آداب و رسوم اجتماعی تشکیل شده است .

چون در جامعه ی ما برخی از افکار و عقاید و آداب و رسوم نادرست نفوذ کرده و گاهی جلوی عقل و شرع را گرفته و مانع دخالت آن ها در تربیت افراد شده است ، در نظر داریم اگر فرصتی پیش آید در مورد آداب و رسوم جامعه ، چند جلسه صحبت کنیم . اما قبل از وارد شدن به آن ، چند تذکر لازم و ضروری است .

نکته ی اول این که ؛ فرهنگ مجموعه ی افکار و عقاید و اخلاق و آداب و رسوم جامعه است ، ممکن است مرکب از افکار و عقاید و آداب و رسوم صحیح و ناصحیح باشد . یعنی جامعه دارای فرهنگی باشد که بخشی از آن دینی باشد و از دین و وحی گرفته شده و بخش دیگرش در اثر گذر زمان ، به علل مختلف به وجود آمده و مردم نیز بدون توجه به منشأ و پیدایش آن ، آن را پذیرفته است . این نوع فرهنگ گاهی ممکن است با عقل و شرع موافق باشد و گاهی ممکن است مخالف . ولی جامعه هم موافق را پذیرفته و هم مخالف را قبول کرده و به هر دوی آن عمل می کند .

نکته ی دوم این که ؛ انسان و فرهنگ تأثیر متقابل به همدیگر دارند . غیر از دوران کودکی که انسان در این دوره فقط گیرنده ی فرهنگ است و نمی تواند فرهنگ سازی کند ، در بقیه ی دوران حیاتش همان طوری که فرهنگ در او اثر می گذارد ، او نیز می تواند فرهنگ سازی کند . بدین بیان که انسان های فعلی در محیطی زندگی می کنند که مجموعه ای از عقاید و آداب و رسوم از گذشتگان به آن ارث رسیده است و این ها در فضای آن فرهنگ که ارثیه ی گذشتگان است تنفس می کنند و آن فرهنگ ارثی در آن ها اثر می گذارد . چگونه لباس بپوشد ، چگونه غذا بخورد ، چه چیز را بیشتر بخورد ، در خیر و شر چگونه باشد ، از این قبیل است .

از طرف دیگر انسان های فعلی نیز آداب و رسومی را خواسته یا ناخواسته به وجود می آورند ، اگر چه ممکن است در زمان حیاتشان عمومی نشود و فراگیر نگردد اما زمینه اش را می گذارد و دیگران بدون تحقیق یا همراه تحقیق از آن تقلید می کنند و به مرور زمان فرهنگ دیگری برای آیندگان به وجود می آید . لذا انسان فرهنگی هم متأثر از فرهنگ است و هم مؤثر در فرهنگ .

نکته ی سوم این است که ؛ ما باید به این مطلب توجه داشته باشیم که نه همه ی عقاید و آداب و رسومی که از گذشته به ارث رسیده است ، می تواند درست باشد و نه آداب و رسومی که در این زمان برای آیندگان ساخته می شود . بلکه ممکن است از گذشته دهها آداب و رسوم غلط به ما رسیده باشد که این چنین هم هست . هم چنین ممکن است آداب و رسوم خلاف عقل و شرع در این عصر برای آیندگان ساخته شود ولی مهم این است که ما به عنوان انسان عاقل که خدای متعال به ما عقل داده ، چشممان را به حقایق نبندیم ، بدون تحقیق تقلید نکنیم . همان طور که تقلید در عقاید درست نیست ، تقلید کورکورانه در آداب و رسوم جامعه نیز درست نیست . چه کسی گفته است که چون دیگرا فلان کار را انجام می دهند ، من هم باید آن را انجام دهم . امروز گرفتار بعضی از آداب و رسومی هستیم که نادرست است و می دانیم که نادرست است اما هم چنان انجام می دهیم و از نظر مادی و معنوی نیز ، خود و فرزندان و جامعه نیز متضرر می شوند .

نکته ی چهارم این که ؛ ما از عوام الناس انتظار نداریم بیایند و مطالعه کنند و آداب و رسوم و عقاید درست را از نادرست جدا کنند ، چون آن ها توان این کار را ندارند . بلکه انتظار از خواص است . صاحبان فکر و اندشه باید بیایند و این کار را انجامدهند و با فرهنگ های غلط وارداتی مبارزه کنند و به دردبخور را ترویج کنند ، برای آیندگان فرهنگ سازی کنند . همان طوری که از عوام الناس انتظار این است که بپذیرند در خصوص قضاوت در مورد آداب و رسوم عوامند و باید از صاحبان فکر و اندیشه پیروی کنند . یعنی تحقیقاً حرف آن ها را به عنوان یک متخصص بپذیرند .

اگر عوام از آن چه دارند دست نکشند و آداب و رسوم غلط را در حد دین بپرستند و علما نیز نه تنها بی تفاوت بلکه دنباله رو عوام گردند ، آن وقت جامعه بیش از پیش در انحرافات غوطه ور خواهد شد . امروز متأسفانه می بینم که در جامه آداب و رسوم غلط فراوانی وجود دارد که عوام الناس انجام می دهند و صاحبان علم و اندیشه نیز یا سکوت کرده اند یا خودشان نیز از ترس مردم به آن ها عمل می کنند و به جای این که پیش رو یاشند و مردم را هدایت کنند ، پس رو هستند و دنبال گمراهی مردم را گرفته اند ، می بینند که مردم به سوی ظلمت و تاریکی می روند ، آن ها هم دنبال مردم حرکت می کنند . علم نور است و صاحبان علم دارای نورند ، آن ها باید جلوی قافله ی جامعه حرکت کنند و راه و چاه را به آن ها نشان دهند نه این که از عقب بروند و نه تنها راه را به مردم نشان ندهند بلکه خود نیز با چشم باز به سوی پرتگاه حرکت کنند . اگر در این جا عوام الناس به خاطر عدم علم معذورند ولی صاحبان علم به خاطر علمشان معذور نیستند .



[1]   - جمعه 2

 
طراح و برنامه نویس: اکین